آشنایی با قرآن 7 - مطهری، مرتضی - الصفحة ٥٠
در همانجا تعیین تکلیف شده است ، و همینطور این که کوتاه باشد یا بلند ، چشمهایش مشکی باشد یا غیرمشکی ، زیبا باشد و یا زشت . ولی وقتی انسان به دنیا میآید از نظر روحی که واقعیت انسان آن جنبه روحی اوست تازه نطفهاش میخواهد منعقد شود ، تازه قلم در دست است که چهرهاش ترسیم شود که اینطور باشد یا آنطور ، زشت باشد یا زیبا ، حیوان باشد ، فرشته باشد و یا بالاتر . قلمی که در رحم جسم انسان را رقم میزند از اراده انسان خارج است ولی آن قلمی که روح انسان را میسازد در نهایت امر دست خود ماست . آن امری که شخص ما را میسازد از اراده ما خارج است برخلاف آن که شخصیت ما را میسازد . انسان ، انسان است به شخصیتش نه به شخصش ، به اصطلاح به آن کاراکتر روحیاش ، به آن ملکات روحی و خلق و خویهایش . انسان خلقی دارد و خلقی ، خلقش یعنی جسم و اندامش ، و خلقش یعنی مجموعه ملکاتش ، شخصیتش . من انسان ، به شخصیتش است نه به شخصش . شخصیت انسان دست کیست ؟ دست خیلی از چیزهاست ، دست محیط هست ، دست معلم هست ، دست پدر و مادر هست ، دست همنشین هست ، دست کتابهایی که میخواند هست ، دست روزنامهای که مطالعه میکند هست ، دست رادیویی که گوش میدهد هست ، دست خطیبی که سخنانش را گوش میکند هست ولی در نهایت امر این که خودمان را بخواهیم بسازیم دست خود ماست . اینجاست که مساله اخلاق و مساله تعلیم و تربیت اهمیت و ارزش خود را نشان میدهد . عرض کردیم هر چیزی که نیاز به ساختهشدن دارد ارزش ساختهشدهاش خیلی بیش از ارزش ساختهنشدهاش است . یک محصول ساختهنشده را از این مملکت میبرند ، مثلا پشم را تنی فلانقدر میبرند و پارچههای درجه اول میسازند ، ولی دیگر به صورت تنی قابل فروش