آشنایی با قرآن 7 - مطهری، مرتضی - الصفحة ٥٧
خانه تو بودم مانند کنیزی برای تو بودم . در خانه تو در نهایت امانت به سر بردم . در خانه تو چنین و چنان بودم . وقتی که این جملهها را گفت ، اشکهای علی علیه السلام سرازیر شد . سر زهرا علیهاالسلام را محکم به سینه چسبانید ، به علامت اینکه دیگر حاضر نیستم تو اینچنین از من معذرتخواهی کنی ، چون معنی سخن زهرا علیهاالسلام این بود که اگر من در وظیفه کوتاهی کردهام مرا ببخش ، و معنای عمل علی این بود : زهراجان ! من مایل نیستم و راضی نیستم که چنین سخنانی بر زبان تو جاری شود ، من از اینکه چنین سخنانی از تو بشنوم رنج میبرم . بگذارید جریان دیگری عرض کنم . میدانید که زهرا علیهاالسلام چقدر از دست کسانی که به او ظلم کرده بودند ناراحت و ناراضی و غرق در خشم بود . آنها وقتی شنیدند که بیماری حضرت زهرا علیهاالسلام شدت کرده است پیغام فرستادند که اجازه بدهید ما به خانه شما بیاییم و از شما عیادت کنیم . میخواستند به آنجا بروند و بیایند چند کلمه بگویند و گذشتهها را به نحوی لوث کنند . زهرا علیهاالسلام اجازه نداد ، فرمود : من راضی نیستم کسانی که به من ظلم کردهاند و حق شوهرم را غصب کردهاند ، پایشان روی فرش من برسد و به خانه من بیایند . آمدند خدمت علی علیه السلام . گفتند یا اباالحسن ! ما از زهرا خواهش کردیم اجازه دهد او را عیادت کنیم ولی او اجازه نداد ، از تو خواهش میکنیم از زهرا برای ما اجازه بگیر . ببینید ادب زهرا علیهاالسلام در مقابل علی علیه السلام چقدر است . علی علیه السلام هم نیامده که بگوید : زهرا جان من از تو خواهش میکنم حتما این را بپذیر ، مثلا فلان مصلحت من چنین اقتضا میکند . همینقدر پیغام آورد که یا بنت رسولالله ، این دو نفر من را وسیله قرار دادهاند ، یعنی اختیار با خودت ، میخواهی قبول کن ، میخواهی رد کن . ببینید چطور جواب میدهد ، عرض کرد : « " یا علی ! البیت »