آشنایی با قرآن 7 - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٤٩
لحظه را هم از دست ندادهاند احساس غبن میکنند . حساب میکنند که ما هفتاد سال عمر کردیم . هفتاد سال یعنی هفتاد " سیصد و شصت و پنج روز " . هفتاد را در سیصد و شصت و پنج ضرب کنید و بعد آن را در بیست و چهار ساعت ضرب کنید و بعد تعداد ساعتها را ضرب در شصت دقیقه کنید . هر کس پیش خود حساب میکند که از هر دقیقه این عمر میتوانستم استفاده کنم . در حدیث است که ساعات و لحظات عمر انسان همه در مقابلش مجسم میشود . بعد نگاه میکند میبیند مثلا در پنج هزار دقیقه یک دقیقه هست که پر کرده است و سفید است ، دقیقههایی را سیاه کرده است و دقیقههایی را خالی نگه داشته است . آن لحظاتی که سفیدیاش بیش از سیاهی است ، یعنی وقت خودش را نورانی کرده و از آن استفاده کرده است . در حدیث است که اگر میشد کسی در قیامت بهخاطر احساس مغبونیت بمیرد اکثر اهل محشر میمردند . آنوقت میگوید چقدر عمر من تلف شد و از بین رفت ! میتوانست تمام کارهای من براساس رضای حق و بر طریق پیمودن صراط عبودیت باشد . حتی من میتوانستم لحظات خواب خود را عبادت کنم . انسان به خواب احتیاج دارد . انسان اگر کارهایش براساس برنامه الهی باشد همه کارهایش عبادت میشود . خوابی که براساس احتیاج باشد ، برای این باشد که انسان رفع خستگی کند تا باز به کارهایی بپردازد که در آنها رضای حق باشد عبادت است . غذا خوردنش هم عبادت میشود ، شوخی و مزاحکردنش هم عبادت میشود . هرچه که در این مسیر در حد نیاز باشد و هدف اصلی انسان خدا باشد همه عبادت میشود . آیا من میتوانم شش یا هفت ساعت پشت سر هم بخوابم و همه خواب من عبادت باشد ؟ البته میتوانم . اما آن کسیکه هیچ لحظات نورانی ندارد دیگر واویلاست . " « و انذرهم