آشنایی با قرآن 7 - مطهری، مرتضی - الصفحة ٤٨
معدن استخراج میشود قابل استفاده نیست ، نقره و آهن را هم باید ساخت ، حیوان را هم باید ساخت ، باید اهلی کرد ، تربیت کرد ولی این تفاوت هست که طلا در طلا بودن خودش دیگر " ساختهشده " است ، نقره هم در نقرهبودن خودش ساختهشده به وجود آمده است و همچنین اسب در اسب بودن خودش و گوسفند در گوسفند بودن خودش . اینها به اصطلاح فیلسوفان از نظر " ماهیت " ساختهشده به دنیا آمدهاند و از نظر کیفیت و کمیت نیاز به ساختهشدن دارند . طلا ماهیتش طلاست ، منتها یک زرگر عیارش را درست میکند ، آن را پرداخت میکند ، براق میکند و امثال اینها ، ولی دیگر آهن نمیتواند در دست زرگر طلا شود ، طلا در دست زرگر نقره شود . اینها از نظر ماهیت ساختهشده به دنیا آمدهاند ، یعنی خلقت ، ماهیت آنها را ساخته است . اگر نیاز به ساختهشدن دارند در کیفیت است . ولی انسان یگانه موجودی است که حتی از نظر ماهیت هم ساخته و پرداخته به دنیا نیامده است و لهذا اینکه واقعیت انسان چه واقعیتی و ماهیت انسان چه ماهیتی باشد همهجور ممکن است از آب در بیاید ، همهجور ممکن است ساخته شود . ممکن است انسان فرشته شود و صد درجه از فرشته بالاتر . ما چون لفظی بالاتر از فرشته نداریم میگوییم فرشته . اگر از این تعبیر ، کسی به اشتباه نیفتد میگویم : " انسان ممکن است موجودی شود که از خدا هم جدایی ندارد " ، نمیگویم انسان خدا بشود . به قول حافظ :
| خیال حوصله بحر میپزد هیهات |
| چههاست در سر این قطره محال اندیش |