آشنایی با قرآن 7 - مطهری، مرتضی - الصفحة ٧٧
شبهه دوم این است که آیا اولیاالله فقط باید آرزوی مرگ داشته باشند و
آرزوی طول عمر نباید داشته باشند ؟ اگر چنین است پس چرا خود اولیاالله
در دعاها از خدا طول عمر خواستهاند و به ما هم دستور دادهاند که از خدا
طول عمر بخواهید ؟ « " اللهم اجعل فیما تقضی و تقدر من الامر المحتوم و
فیما تفرق من الامر الحکیم فی لیله القدر من القضاء الذی لایرد و لایبدل ان
تکتبنی من حجاج بیتک الحرام ، المبرور حجهم ، المشکور سعیهم ، المغفور
ذنوبهم ، المکفر عنهم سیئاتهم و اجعل فیما تقضی و تقدر ان تطیل عمری فی
خیر و عافیه " » [١] . در بخش آخر این دعا به خداوند عرض میکند : از
تو میخواهم عمرم را زیاد کنی ولی در خیر و عافیت . هم خودشان آرزوی طول
عمر دارند و هم از ما خواستهاند که از خداوند عمر طولانی بخواهیم . نیز
اگر مرگ مورد آرزوست چرا خودکشی مانند کشتن هر انسان دیگر گناه کبیره و
نتیجهاش عذاب مخلد است ؟ چرا اگر کسی ولو به همین خیالات ، خودش را
بکشد ، نفس محترمی را کشته است و قرآن فرموده است که تا ابد در عذاب
الهی است ؟
از توضیحاتی که دادیم معلوم شد که در عین اینکه مرگ برای اولیاالله
یک امر مورد آرزوست معنایش این نیست که آنان مجازند این فرصت را از
دست بدهند ، بلکه هر وقت آن فرصت به قضا و قدر الهی تمام شد آرزو
دارند به آنجا بروند .
گفتیم که در دو مورد است که برای اولیاالله مرگ بهطور مطلق یک امر
آرزویی میشود و دیگر از خدا طول عمر نمیخواهند . یکی همانطور که عرض
کردم آنجا که احساس کنند دیگر بعد از این فرصت کار نیست .
[١] بحارالانوار ، ج / ٩٧ ص ٣٧٥ ، با اندک اختلاف .