آشنایی با قرآن 7 - مطهری، مرتضی - الصفحة ٧٩
شدند و من از شهادت محروم شدم متاثر شدم . ( ایشان در این زمان یک جوان
سیساله است ، کسی که بیش از سه چهار سال از ازدواجش نگذشته و دو پسر
کوچک هم در خانه دارد . باید این قرائن و شواهد مادی را هم درنظر گرفت
. ) رفتم خدمت رسول اکرم صلی الله علیه و آله و عرض کردم یا رسولالله !
آیا شما به من نفرمودید که من شهید خواهم شد ، پس چرا من شهید نشدم ؟
فرمود : یا علی ! تو شهید خواهی شد و شهادت برای تو مقدر است و تو با
شهادت از دنیا خواهی رفت . بعد پیغمبر اکرم صلی الله علیه و آله
میفرماید : یا علی ! صبر تو در موطن شهادت چگونه خواهد بود ؟ عرض کردم:
« " لیس هذا من مواطن الصبر هذا من مواطن البشری و الشکر " » [١]
بفرمایید که شهادت چقدر باصفاست ، اینجا که جای صبر نیست . صبر در یک
امر مکروه است ، شهادت آرزوی من است ، محبوب من است ، عطیه الهی
است .
ابراهیم علیه السلام در میان پیغمبران به خلت معروف است . پیغمبران
در عین اینکه همه پیغمبر هستند شوون روحی آنها و یا به قول اهلمعرفت
مظهریت آنها برای صفات الهی تفاوت دارد . یکی مظهر بکا و خوف است و
دیگری مظهر محبت و عشق است و مانند آن . مثلا کار ابراهیم یک وجهه دارد
و کار یحیی بن زکریا یا عیسیبن مریم علیهمالسلام وجهه دیگری دارد .
ابراهیم خلیلالله ، پیغمبر عشق است ، پیغمبر محبت است ولهذا لقبش هم
خلیلالله است . یک شب ابراهیم در حالی که در صحرا دنبال گله گوسفندش
است صدایی میشنود : " سبوح قدوس ، ربنا و رب الملائکوالروح " . این
صدا را که میشنود از خود بیخود میشود . یکدفعه میگوید که بود ؟ که بود که
نام محبوب من را برد ؟ یک بار دیگر تکرار کن ، ثلث این گوسفندانم را
به تو میدهم . بار دیگر تکرار میکند . هیجانش بیشتر
[١] نهجالبلاغه ، خطبه . ١٥٤