آشنایی با قرآن 7 - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٦٥
که عبور میکند ولی ] در عین حال یک نیروی کنترلکنندهای هست که اگر بخواهد مانعی ایجاد کند و یا شرطی را از بین ببرد چنین خواهد کرد . مثال درجه بالاتری را درنظر میگیریم : شمری میخواهد سر امام حسین علیه السلام را ببرد . این شمر است که دارد میبرد و امام حسین علیه السلام یک انسان است که از گوشت و پوست و رگ و پی و امثال اینها ساخته شده است و شمر هم انسان دیگری است که قدرت و نیرو دارد ، شمشیر و چاقو و نیزه دارد . آیا اینجا هم میتوانیم بگوییم این کار به اذنالله انجام میپذیرد ؟ بله ، به این معنا که اگر خدا میخواست ، یعنی اگر مصلحت کلی اقتضا میکرد که جبرا جلوی این ظالم گرفته بشود و جبرا مانع مظلومیت این مظلوم بشود ، البته جلوی او گرفته میشد . ولی خداوند متعال در مورد کاری که انسانها از روی اراده و اختیار باید بکنند امر به معنای دستور صادر کرده است ، دستور داده است که ظالم به اختیار خودش ظلم نکند و به مظلوم دستور داده است که از خود دفاع کند و دفاع کرده است . با همه اینها اگر ظالم باز بخواهد ظلم کند ، خدا اگر بخواهد به زور و به جبر مچش را بگیرد میگیرد . ولی این که خدا به جبر جلوی انسانها را بگیرد برخلاف نظام کلی احسن است . اگر خداوند به جبر جلوی انسانها را بگیرد آنوقت نه کمالی وجود خواهد داشت ، نه اطاعتی و نه معصیتی . شاید من نتوانسته باشم معنای کلمه " « باذن الله غ" را آنطور که باید و شاید تقریر کنم ، ولی این مساله یعنی امر بین امرین در نظام تکوین ، یکی از اصول معارف قرآن است . همانطور که در امور اختیاری انسانها ، نه جبر است و نه تفویض ، در نظام تکوین هم امربین امرین حاکم است . جبر این است که علیرغم خواست انسانها قدرتی آنها را به انجام کاری ملزم کند . تفویض یعنی به خود واگذارشدگی و استقلال . اصلا استقلال مطلق مساوی با واجبالوجود بودن است . کفربودن تفویض از کفربودن جبر