آشنایی با قرآن 7 - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٨٧
« الله حق تقاته غ" [١] یعنی تقوای خدا را داشته باشید آنچنان که شایسته
این تقواست . و آیه دوم همین آیه مورد بحث است : " « فاتقوا الله ما
استطعتم »" تقوای الهی داشته باشید به آن اندازه که قدرت دارید .
بعضی از مفسرین گفتهاند که آیه دوم ناسخ آیه اول است ، تخصیصی است در
مفاد آیه اول ، چون اینکه " آنچنان که او شایسته است تقوای او را داشته
باشید " مافوق قدرت بشر است . آیه دوم میفرماید شما که نمیتوانید
آنچنان که او شایسته است تقوای او را داشته باشید پس به اندازه قدرت
خودتان تقوا داشته باشید .
همانطور که بعضی از مفسرین مخصوصا صاحب تفسیر المیزان میفرمایند این
سخن درست نیست ، این دو آیه اصلا با یکدیگر منافات ندارند . چنین نیست
که در آیه اول گفته شده باشد نسبت به خدا آنچنان که شایسته اوست ولو
اینکه مافوق قدرت شما باشد تقوا داشته باشید ، یعنی آن آیه تکلیف به
مافوق قدرت کرده باشد ، خدا هیچگاه تکلیف به مافوق قدرت نمیکند ، بلکه
آیه اول ناظر به این است که تقوای هر چیزی متناسب با خود آن چیز است .
با توجه به اینکه گفتیم تقوا یعنی " خود نگهداری " ، مثلا اگر انسان
بخواهد خودش را از کیفرهای قوانین دنیوی نگه دارد حداکثر خودنگهداری این
است که یک تخلف ظاهر و روشنی نکند . " « حق تقاته » " در مورد
قوانین دنیوی همین مقدار است . اما آیا قانون بشری اقتضا دارد که من در
قلب خودم هم رضایت به آن داشته باشم ؟ نه ، دیگر قانون بشری چنین
اقتضایی ندارد . آیا من در دل خودم هم خلاف آن را خطور ندهم ؟ نه ، این
یک امر قراردادی اجتماعی است که بیش از آنچه گفتیم اقتضا ندارد . ولی
تقوای الهی داشتن مطلب دیگری است . اینکه
[١] آل عمران / . ١٠٢