آشنایی با قرآن 7 - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٣١
میکند . حال جنبه فردی را درنظر میگیریم ) . اگر مهندس شود ماهی چندین هزار تومان حقوق میگیرد و بعد از آن میتواند یک زندگی خیلی مرفه و خوبی برای خودش ترتیب دهد و خوش زندگی کند . برای چه خوش زندگی کند ؟ دیگر " برای " ندارد ، در منطق مادی آدم همه چیز را میخواهد برایاینکه در دنیا خوش زندگی کند . در این مسیر که حرکت کنیم بالاخره میرسیم به چیزی که آن چیز دیگر برای خودش است ، یعنی خوشی زندگی فردی در منطق فردی ، این دیگر آخرین حد است . همچنین است اگر کسی از راه منطق اجتماعی وارد شود : یک فرد مهندس میشود تا بعد بتواند کارهای خیلی مهم انجام دهد و به جامعه خودش خدمت کند و چنین افرادی میتوانند جامعه خود را از جامعه خارجی بینیاز کنند تا دیگر احتیاج نداشته باشیم هر چیزی را از خارج وارد کنیم و میتوانیم مستقل شویم . مستقل شویم که چه بشود ؟ برای چه مستقل شویم ؟ برای اینکه جامعه ما هم ترقی کند و ما هم به سطح جامعههای دیگر برسیم و بلکه از آنها هم جلو بیفتیم . برای چه جلو بیفتیم ؟ پاسخ داده میشود که دیگر " برای " ندارد ، اینها اموری است که بشر به فطرت خودش آنها را میخواهد مثل سعادت اجتماع ، این دیگر خودش خیر مطلق است . حال کسی را فرض کنید که با منطق آخرتی محض بخواهد صحبت کند . میگوید فلانکار را میکنم برای اینکه خدا دستور داده است و اگر دستور خدا را اطاعت کنم خدا از من راضی است . اگر اطاعت کردیم و خدا راضی شد بعدش چه میشود ؟ بعد که خدا راضی شود سعادت دارین ( دنیا و آخرت ) را به دنبال دارد . فرض کنیم به سعادت دارین نائل شدیم بعدش چه ؟ میگوید : دیگر " بعد " ندارد ، مگر سعادت هم باید بعد داشته باشد ؟ مگر انسان سعادت دارین را که داشت باز آن را هم باید برای امر