آشنایی با قرآن 7 - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٦٨
مافوق این منطقهایی است که ما اسم آنها را " علمی " گذاشتهایم . این که انسان بتواند همین مطلب را در نظام عالم درک کند که همه اشیا در تاثیرات خود یک رابطه اذن و ماذونی با خدای خود دارند و اگر سببی کار خودش را کرد و مانع ایجاد نشد ، این مانع ایجادنشدن مبنی بر مصلحتی است [ کار هر کسی نیست ] . یک خداشناسی عمیق ، یک توحید در ذات و توحید در فاعلیتی لازم است که انسان داشته باشد تا به این حقیقت راه پیدا کند . لهذا بعد فرموده است : " « و من یؤمن بالله یهد قلبه »" . آنکه به خدا ایمان بیاورد ، خدا قلب او را هدایت میکند ، یعنی انسان تا از یک ایمان قوی برخوردار نباشد به این حقیقت راه نمییابد . " « و الله بکل شیء علیم »" خدا به همه چیز آگاه است . اگر کسی بخواهد موثرهایی را که در عالم در هر " آن " تاثیر میگذارند حساب کند ، اصلا قابل احصا نیست . دیگر ارقامی از قبیل میلیارد و صدها میلیارد و میلیاردها میلیارد ، و میلیاردها میلیاردها میلیارد و امثال اینها در اینجا کارگر نیست ، بلکه غیرمتناهی است ، یعنی در هر آن و در هر لحظه ، غیرمتناهی موثر در غیرمتناهی متاثر اثر میگذارد . اگر فقط بدن یک انسان را درنظر بگیرید در آن واحد میلیونها عامل در یکدیگر اثر میگذارند تا چه رسد به همه انسانها ، و تا چه رسد به همه آنچه در کره زمین است و همه آنچه در منظومه شمسی است و همه آنچه در کهکشانها و در عالم غیرمتناهی است. معنای " « مااصاب من مصیبه الا باذن الله »" درواقع نوعی نظارت الهی بر جریانات عالم است . " « والله بکل شیء علیم »" . اگر تو الله را شناختی ، خاطرت جمع باشد ، او به همه چیز آگاه است ، هیچکدام از تاثیرها و موثرها و متاثرها و اثرها از نظارت الهی که نامش " « باذن الله »" است خارج نیست . معنای توحید همین است .