آشنایی با قرآن 7 - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٤٣
ندیدهایم ، تو صادق و امین هستی و سخنت را میپذیریم . وقتی از آنها اقرار گرفتند فرمودند : پس من به شما خبر میدهم که ورای این زندگی شما زندگی دیگری هست و آن زندگی دیگر چنین و چنان است ، من آنچه را که دیدهام به شما میگویم . ابولهب که عموی پیامبر بود یکدفعه دستهایش را به هم کوبید و گفت : برای یک چنین مطلبی ما را جمع کردی ؟ ! ما خیال کردیم صحبت پول و زندگی است . غرض این است که وقتی کسی حقیقتی را مشاهده کرده است و آنچه را که میداند به مردمی که نمیدانند اطلاع میدهد آنگاه که مردم او را تکذیب کنند ، راهش این است که مرتب قسم بخورد که مطلب همینطور است که من میگویم و اشتباهی در آن نیست و عین حقیقت است . از این نظر قرآن جواب را به همین شکل میدهد : " « زعم الذین کفروا ان لن یبعثوا قل بلی و ربی لتبعثن ثم لتنبئن بماعملتم و ذلک علی الله یسیر »" بگو به پروردگارم قسم که چنین است ، البته و البته به پروردگارم قسم که شما مبعوث خواهید شد و تمام کارهایی که امروز انجام میدهید در آینده یک به یک به اطلاع شما خواهد رسید و به حساب اعمال شما رسیدگی خواهد شد و این امر مستبعدی نیست . خداست ، وقتی که خدا میگوید ، بر خدا همه کارها آسان است . این یک جنبه قضیه است . جنبه دوم قضیه این است که برهان مطلب هم گفته شده است . توضیح اینکه به هر اسمی از اسمهای خداوند میتوان قسم خورد ولی در اینجا به " رب " قسم خورده شده است . اگر فرموده بود " بلی والله " قسم بود و اگر فرموده بود " بلی والرحمن " باز قسم بود ولی میفرماید: " « بلی و ربی " یعنی بله ، سوگند به ذات خداوند که پروردگار من است و پروردگار همه عالم است. این "پروردگار" یعنی آن ذاتی که اشیا را در رسیدن به کمال و غایتی که استعداد رسیدن به آن را دارند پرورش میدهد. پروراندن یعنی چه ؟