آشنایی با قرآن 7 - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٢
خدا میبندد و مثلا در مورد مسالهای از مسائلی که در رسالهها داریم میگوید : حکم الله این است ، در صورتی که حکم الله این نیست . از این بالاتر این است که کسی بیاید ادعا کند که من پیغمبر خدا هستم . این دروغ بستن به خداست ولی خیلی بالاتر از آن قبلی است . این فرد دارد ادعا میکند که خدا من را به پیغمبری مبعوث کرده است ، دیگر ظلمی از این بالاتر نیست . و در ردیف این ظلم این است که انسان افترای منفی به خدا ببندد ، یعنی کسی را که خدا فرستاده است بگوید او را خدا نفرستاده است . این هم باز دروغ بستن به خداست . یک وقت خدا کسی را نفرستاده است و فردی به دروغ میگوید خدا من را فرستاده است و یک وقت خدا کسی را فرستاده است و فردی میگوید : نه ، من میفهمم ، من اطلاع و خبر دارم که خدا هیچکس را نفرستاده است . این هم در ردیف آن است ، یعنی تکذیب انبیای حقیقی و واقعی ، چیزی در ردیف ادعای پیغمبری کردن است و اینقدر این ظلم فاحش است . در این آیه همین قسمت اخیر ذکر شده است : " « و من اظلم ممن افتری علی الله الکذب »" چه کسی ستمگرتر است از آن که به خدا دروغ میبندد ؟ در اینجا بحث در مورد کسانی است که پیغمبر راستین را تکذیب کردهاند نه کسانی که ادعای پیغمبری کردهاند ، چون بعد میفرماید : " « و هو یدعی الی الاسلام »" در حالی که خود او به سوی اسلام دعوت میشود . آدمی که اسلام را شناخته است ، آدمی که براساس بشارتهای گذشته و براساس آیات و بینات و معجزات میداند که این شخص ، پیغمبر خدا و از طرف خداست و معذلک خودش را به نادانی میزند و میگوید : نه ، دروغ است ، این شخص پیغمبر نیست ، به این وسیله با تکذیب پیغمبر به خدا دروغ میبندد . " « و الله لایهدی القوم الظالمین »" خدا مردم ستمکار را هرگز هدایت