آشنایی با قرآن 7 - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٦٧
یعنی جلوگیری نکردن از یک حیوان در انجام یک کار اذن تلقی نمیشود . فرض کنید گزندهای میخواهد کاری بکند و انسان با اینکه میتواند جلوی او را بگیرد جلوی او را نگیرد . این معنایش این نیست که من به این حیوان اذن دادم ، چون معنای اذن ، اعلام است . " ماذون " باید دارای درجهای از شعور باشد که بداند در کارش نیازمند به اذن شماست و منتظر اعلام شما باشد و بعد از اعلام ، آن کار را انجام دهد درحالی که حیوان چنین نیست و لهذا اذن فقط در مورد انسانها صادق است . [ مطلبی که گفتیم در جایی است که اذندهنده انسان باشد ] . ولی قرآن کلمه اذن را در مورد همه موجودات به کار برده است : در مورد انسان ، در مورد حیوان ، در مورد نباتات و حتی در مورد جمادات . این به چه جهت است ؟ کانه در تعبیر قرآن مطلب از این قرار است که همه موجودات در برابر خداوند به منزله عبید و بندگانی در مقابل مولایی هستند. همچنان که عبید و بندگان در کارهای خود نیازمند به اعلام رخصت مولا هستند، همه اشیا در کارهای خودشان نیازمند به اعلام رخصت [از طرف خداوند] هستند . اشیا که [ به ظاهر ] غیرشاعر هستند ، در درون خودشان نسبت به خدای خود نوعی شعور و ادراک دارند . خداوند متعال برای این که بفهماند همه موجودات از نوعی شعور و ادراک و از یک رابطه شعوری با خدای خودشان برخوردار هستند، کلمه " اذن " را به کار میبرد: " « ما اصاب من مصیبه الا باذن الله »" . " « و من یؤمن بالله یهد قلبه »" . برخی از افرادی که چهار کلمه با علوم آشنایی پیدا میکنند و بعد در زندگی عملی عوامالناس مذهبی مطالعه میکنند ، منطق خودشان را یک منطق برتر و بالاتر تصور میکنند و فکر میکنند آنها چیزهایی را کشف کرده و میدانند که این آدم عامی نمیداند ، درصورتی که ایمان ، رسیدن به یک منطق برتری است که چندین درجه