آشنایی با قرآن 7 - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٢٩
و از راه توحید برای معاد مقدمهچینی میشود .
آیه بعد مربوط به انسان است : " « هو الذی خلقکم فمنکم کافر و منکم
مؤمن »" اوست که شما را آفریده است ، تا اینجا که آفریده شدهاید همه
یک گروه هستید اما بعد از آفرینش ، به حکم آنکه موجودهایی مختار و آزاد
در انتخاب فعل هستید دو گروه میشوید : گروهی کفر و گروهی ایمان را
انتخاب کرده و میکنند ، انسانهایی راه راست را انتخاب میکنند و
انسانهایی راه انحرافی را . این آیه نظیر این آیه است : " « انا خلقنا
الانسان من نطفه امشاج نبتلیه فجعلناه سمیعا بصیرا٠ انا هدیناه السبیل اما
شاکرا و اما کفورا »" [١] .
" « والله بماتعملون بصیر »" و خدا به همه آنچه شما انسانها اعم از
کافر و مومن انجام میدهید آگاه است ، کوچکترین عملی از اعمال شما از دید
الهی دور نمیماند و هیچ چیزی از او پنهان نمیماند . این آیه مربوط به
خصوص انسان بود .
آفرینش به حق بپا شده است
" « خلق السموات و الارض بالحق »" . این درواقع فلسفه خلقت است : آسمان و زمین را به حق آفریده است . نقطه مقابل حق چیست ؟ باطل . باطل همان است که به آن پوچ ، بیمعنا و بیمحتوا میگوییم . هر شیء بیمحتوا را به اعتباری باطل و به اعتباری عبث میگوییم . امروز اصطلاح " بیمعنا " بیشتر شایع شده است و من در اینجا از همین اصطلاح رایج استفاده میکنم .دو کلمه " معنیدار " و " بیمعنا " از کجا گرفته شده است ؟ الفاظی که بشر در محاورات خود به کار میبرد الفاظ معنیدار است و قبلا این لغات را برای معانیای وضع کردهاند . مثلا اگر میگویم " آب " ، این " آبه علاوه ب
[١] انسان / ٢ و [٣]