كتاب النكاح - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٨٣ - آيه ٢٣٧ سوره بقره
٦٨- ادامه مسئله ١٧ ١٢/ ١١/ ٨٣ مقام ثبوت؛ يعنى مقام واقع به اين بيان كه مىدانيم مواقعهاى در خلوت واقع نشده است، آيا خلوت موضوعيّت دارد و جانشين مواقعه و سبب كمال مهر مىشود؟
مقام اثبات؛ يعنى مقام ظاهر به اين بيان كه نمىدانيم در خلوت مواقعهاى واقع شده، حال آيا مىتوانيم خلوت را اماره بگيريم بر اين كه مواقعهاى واقع شده به خصوص در جايى كه مدّت طولانى خلوت كردهاند؟
اين دو بحث جدا از هم است و نبايد آنها را با هم مخلوط كرد ولى در كلمات فقها مخلوط شده است.
اقوال:
اقوال خاصّه:
در ميان اصحاب ما چهار قول وجود دارد كه بعضى در مقام ثبوت و بعضى در مقام اثبات است. مرحوم شهيد ثانى اقوال را خوب جمعآورى كرده و مىفرمايد:
و اختلفوا فى أنّه هل يقوم غير الوطء من مقدّماته كالخلوة مقامه فى ذلك (بحث مقام ثبوتى است چون مىدانيم غير از خلوت چيزى نبوده ولى مىخواهيم ببينيم آيا خلوت قائم مقام مواقعه مىشود؟) على أقوال منشؤها اختلاف الأخبار أيضا فذهب الأكثر إلى عدمه (خلوت قائم مقام مواقعه نيست) و أنّ الخلوة و باقى المقدّمات لا تكفى فى ايجاب المهر (مهر كامل) و ذهب جماعة من المتقدّمين إلى أنّ الخلوة توجب المهر ظاهرا (مقام اثبات) حيث لا يثبت شرعا عدم الدخول (در جايى كه شك داريم) و أمّا باطنا فلا يستقرّ المهر جميعه إلّا بالدخول و أطلق بعضهم كالصدوق وجوبه بمجرّد الخلوة (خلوت موضوعيّت دارد و بحث مقام ثبوتى است) و أضاف ابن الجنيد إلى الجماع إنزال الماء بغير إيلاج (انزال ماء در رحم مرئه بدون دخول) و لمس العورة و النظر إليها و القبلة متلذّذا، بذلك و المعتمد الاوّل [١].
پس در بين اصحاب چهار قول است:
١- خلوت در مقام ثبوت جانشين مواقعه نمىشود.
٢- خلوت در مقام ثبوت، جانشين مواقعه نمىشود، ولى در مقام اثبات و شك جانشين مىشود.
٣- خلوت در مقام ثبوت و اثبات جانشين مواقعه مىشود.
٤- چيزهاى ديگرى هم علاوه بر خلوت، جانشين مواقعه در كمال مهر مىشود.
اقوال عامّه:
اقوال عامّه را از كتاب خلاف شيخ طوسى نقل مىكنيم كه مىفرمايد:
اختلف الناس (فقهاى عامّه) فيه على ثلاثة مذاهب: [٢]
قول اوّل؛ خلوت اثرى ندارد و موضوعيّت ندارد كه همان مذهب مشهور در بين ماست و در ميان صحابه ابن عباس و ابن مسعود و در بين تابعين، شعبى و ابن سيرين و در ميان فقها، شافعى و ابو ثور به اين قول قائل شدهاند.
قول دوّم؛ خلوت مانند دخول است، جماعتى از اصحاب به اين قول قائل شدهاند و اين قول از على عليه السّلام نقل شده و عمر و عبد اللّه بن عمر به اين قول قائل شده و در ميان تابعين هم زهرى و در ميان فقها هم ابو حنيفه و اصحابش و شافعى در كتاب آراء قديمش و اوزاعى به اين قول قائل شدهاند.
قول سوّم؛ اگر خلوت تامّه باشد مؤثّر و اگر خلوت ناقصه باشد بىاثر است.
خلوت تامّه به اين است كه در خانهاى تنها باشند و خلوت ناقصه اين است كه در خانه پدر زن باشند و از پدر زن خجالت مىكشند، اين خلوت فايدهاى ندارد و جانشين مواقعه نيست.
مالك بن انس به اين قول قائل شده است.
اگر اين قول را به چهار قول سابق ضميمه كنيم، مجموعا در مسأله پنج قول داريم. ما ابتدا مقام ثبوت را بحث مىكنيم و سپس به سراغ مقام اثبات مىرويم.
مقام ثبوت (واقع):
آيا خلوت موضوعيّت دارد؟
مشهور اصحاب قائلند كه خلوت موضوعيّت ندارد و ما هم چنين معتقديم.
ادلّه:
[آيه ٢٣٧ سوره بقره]
١- آيه وَ إِنْ طَلَّقْتُمُوهُنَّ مِنْ قَبْلِ أَنْ تَمَسُّوهُنَّ وَ قَدْ فَرَضْتُمْ لَهُنَّ فَرِيضَةً [٣].
آيه مفهوم دارد يعنى «مسّ» باعث كمال مهر مىشود و خلوت تأثيرى ندارد و اجماع قائم است كه مس به معناى دخول است.
[١]. مسالك، ج ٨، ص ٢٢٥.
[٢]. ج ٤، كتاب الصداق، ص ٣٩٦، مسئله ٤٢.
[٣]. سوره بقره، آيه ٢٣٧.