كتاب النكاح - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١١٤ - حقوق زن از ديدگاه روايات
«فَإِنْ كَرِهْتُمُوهُنَّ فَعَسى أَنْ تَكْرَهُوا شَيْئاً وَ يَجْعَلَ اللَّهُ فِيهِ خَيْراً كَثِيراً».
آيه اشاره به اين دارد كه ممكن است همسرى باشد كه خوشايند تو نيست ولى او را رها نكن، شايد در آن خير و بركت باشد.
اين آيات نشان مىدهد كه اسلام تا چه اندازه به حقوق زن اهميّت مىدهد.
٩٦- فصل فى القسم و النشوز و الشقاق ٧/ ٢/ ٨٤ ٣- إِنَّ الْمُسْلِمِينَ وَ الْمُسْلِماتِ وَ الْمُؤْمِنِينَ وَ الْمُؤْمِناتِ وَ الْقانِتِينَ وَ الْقانِتاتِ (قنوت به معناى عبادت) وَ الصَّادِقِينَ وَ الصَّادِقاتِ وَ الصَّابِرِينَ وَ الصَّابِراتِ وَ الْخاشِعِينَ وَ الْخاشِعاتِ وَ الْمُتَصَدِّقِينَ وَ الْمُتَصَدِّقاتِ وَ الصَّائِمِينَ وَ الصَّائِماتِ وَ الْحافِظِينَ فُرُوجَهُمْ وَ الْحافِظاتِ وَ الذَّاكِرِينَ اللَّهَ كَثِيراً وَ الذَّاكِراتِ أَعَدَّ اللَّهُ لَهُمْ مَغْفِرَةً وَ أَجْراً عَظِيماً» [١].
از جمله آياتى كه در آن زنان و مردان در مقامات معنوى الهى دوش به دوش هم قرار داده شدهاند، آيه فوق است كه ده صفت را ذكر كرده و مىفرمايد زن و مرد هر دو در اين صفات در پيشگاه خدا برابرند.
همه اينها مربوط به احترام به موقعيّت انسانى زن است، پس اسلام موقعيّت زن و مرد را در نزد خدا يكسان مىداند، اگر چه ممكن است از نظر توانايىها، تفاوتهايى بين زن و مرد باشد ولى از نظر اسلام حقوق زن و مرد از همين موقعيّت انسانى نشأت مىگيرد.
٤- «وَ مِنْ آياتِهِ أَنْ خَلَقَ لَكُمْ مِنْ أَنْفُسِكُمْ أَزْواجاً لِتَسْكُنُوا إِلَيْها وَ جَعَلَ بَيْنَكُمْ مَوَدَّةً وَ رَحْمَةً إِنَّ فِي ذلِكَ لَآياتٍ لِقَوْمٍ يَتَفَكَّرُونَ» [٢].
از بهترين شواهد در مورد احترام به حقوق زن تعبير به زوجيّت در مرد زن و مرد است كه به معناى همسر و همتراز است، يعنى زوج و زوجه همتراز هستند، چون زوج يعنى چيزى در كنار چيزى به عنوان عدل آن باشد.
در آيه نكاتى قابل توجّه است:
اوّلا؛ تعبير «أزواجا» به معناى همسانى است، ثانيا؛ «من أنفسكم» يعنى از خود شما و از جنس شما يعنى زن از جنس مرد است، ثالثا؛ زن و مرد در كنار يكديگر آرامش آفرينند و اگر با هم نباشند آرامش نيست، رابعا؛ بين زوج و زوجه رياست و حاكميّت نيست بلكه مودّت و رحمت است.
در تفسير نمونه سه تفاوت بين مودّت و رحمت آمده كه يك تفاوت مهم آن اين است كه مودّت بين اثنينى است ولى رحمت ممكن است يك طرفه باشد، پس به اين معناست كه هميشه نبايد منتظر باشيد كه محبّت طرفينى باشد، بلكه اگر يك طرفه هم باشد اشكالى ندارد، يعنى اگر يكى از طرفين نامهربانى مىكند طرف مقابل مهربانى كند، خامسا؛ در آخر آيه مىفرمايد اينها نشانه عظمت خداست.
اگر اين آيه را بشكافيم معلوم مىشود كه زن برده و آلت دست نيست.
تا اينجا بعضى از آيات را در زمينه حقوق زن مطرح كرديم كه بايد روايات را هم در كنار اين آيات بررسى كنيم.
٩٧- فصل فى القسم و النشوز و الشقاق ١٠/ ٢/ ٨٤ ٥- «وَ آتَيْتُمْ إِحْداهُنَّ قِنْطاراً فَلا تَأْخُذُوا مِنْهُ شَيْئاً أَ تَأْخُذُونَهُ بُهْتاناً وَ إِثْماً مُبِيناً» [٣].
از جمله آياتى كه در مورد حقوق زن در قرآن وارد شده آيه فوق است كه مىفرمايد اگر مال بسيار زيادى مهر زوجه بود و به او پرداخت كردى وقتى مىخواهى زن را رها كنى مبادا سر سوزنى در حقّ او كوتاهى كنى.
بعضى از مفسّرين در مورد ذيل آيه معتقدند كه بعضى از زوجها براى اين كه مهر را از زوجه پس بگيرند تهمتى به او مىزدند و مىگفتند اگر مىخواهى تهمت نزنيم مهر را پس بده؛ قرآن مىفرمايد از آنها چيزى از مهر را نگيريد.
به نظر ما از اين كه قرآن چنين محكم در مورد زنان صحبت مىكند، معلوم مىشود كه زنها را در مسائل اقتصادى آزاد گذاشته است و شوهر نمىتواند زن را تحت فشار قرار دهد.
از جمعبندى اين آيات روشن مىشود كه قرآن مجيد براى زنها حقّ مهم و قابل توجّهى قائل شده است.
حقوق زن از ديدگاه روايات:
علاوه بر آيات، روايات متعدّدى در مورد حقوق زنان داريم.
بعضى از روايات مرسله و بعضى معتبر است ولى چون روايات
[١]. سوره احزاب، آيه ٣٥.
[٢]. سوره روم، آيه ٢١.
[٣]. سوره نساء، آيه ٢٠.