حكمت نامه امام حسين - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٤٩ - ١/ ١٧ عزت
٤٩٣. الملهوف از امام حسين عليه السلام: هان! خوانده شده، پسر خوانده شده،[١] مرا ميان دو چيز قرار داده است: شمشير و خوارى. خوارى از ما دور است و خداوند، آن را براى ما نمىپذيرد، و نيز پيامبرش و مؤمنان و دامنهايى پاك و پاكيزه و جانهايى غيرتمند و خوددار كه اطاعت از ليئمان را بر مرگى كريمانه، مقدّم نمىدارند.
هان! من با اين خانواده و كمىِ نفرات و نبودِ ياور، به جنگ مىروم.
٤٩٤. مقتل الحسين عليه السلام، خوارزمى به نقل از عبد اللّه بن حسن (درباره حوادث روز عاشورا): امام حسين عليه السلام از ميان يارانش بيرون شد و نزد مردم (سپاه دشمن) آمد و از آنان خواست كه ساكت شوند؛ امّا آنان از ساكت شدن، خوددارى ورزيدند. به آنان فرمود: «... هان! خوانده شده، پسر خوانده شده، مرا ميان دو چيز قرار داده است: مرگ و خوارى. برگزيدن خوارى از ما بسى دور است و خداوند و پيامبرش و نيز نياكان پاك و مادران پاكْدامن ما و جانهاى غيرتمند، فرمانبردارى از لئيمان را گردن نمىنهند و آن را بر مرگ كريمانه مقدّم نمىكنند، هان! من، جاى عذرى نگذاشتم و هشدار دادم. هان! با همين خانواده و كمىِ نفرات و نبودِ ياران، به جنگ مىروم».
سپس سرود:
«اگر مىخواستيم فرار كنيم، پيشتر فرار مىكرديم
و اگر هم اهل فرار باشيم، شما نمىتوانيد ما را فرارى دهيد.
خوىِ ما ترس و هراس نيست، بلكه
مرگ ما و نوبت دولتِ ديگران، در رسيده است.
هان كه پس از اين واقعه، جز به اندازه سوار شدن بر اسب، نمىگذرد تا اين كه آسياى شما نيز بچرخد! اين، عهدى است كه پدرم از جدّم به من گفته است. «پس كار و شريكان خود را گرد آوريد» «و همگى با من نيرنگ كنيد. سپس، مهلتى نخواهيد يافت كه من بر خداوند، پروردگار من و شما، توكّل كردهام، و هيچ جنبدهاى نيست، جز آن كه اختيارش به دست اوست. بىترديد، پروردگارم بر راهى راست است»».
[١] منظور، عبيد اللّه بن زياد است كه معاويه بر خلاف شريعت اسلام، پدر او( زياد) را برادر خود و فرزند ابو سفيان خواند.( م)