حكمت نامه امام حسين - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٣٤٣ - ٨/ ٥ در فضيلت هاى پدرش امير مؤمنان
٨/ ٤ در سوگ برادرش امام حسن به گاه دفن وى
آيا به سرم روغن بزنم يا در مجالس خود، خوش باشم
حال آن كه سرِ تو بر زمين و بدنت بىلباس است؟!
يا براى آنچه دوست دارم، از دنيا بهره گيرم؟
[نه؛] بلكه هر آنچه به تو نزديكتر است، محبوب من است.
تا زمانى كه كبوتر، آواز بخواند
و باد صبا و جنوب بوزد، بر تو گريه مىكنم.
و ما دام كه از چشمم قطره اشكى بريزد
و شاخهاى از درختان انبوه حجاز، سرسبز شود [، من، همچنان مىگِريم].
گريه من، طولانى و اشكهاى من، فراوان خواهد بود
چرا كه تو دورى، گرچه مزارت نزديك است.
او غريب است، با آن كه خانهها او را احاطه كردهاند
آرى! همه كسانى كه زير خاكاند، غريباند.
بازماندگان، پس از رفتگان، خوشحالى نمىكنند
چرا كه هر كسى بهرهاى از مرگ خواهد داشت.
كسى كه مالش به تاراج رفته، تهىدست نيست
بلكه تاراج شده، كسى است كه برادرش را با دست خود، در دل خاك نهاده است.
خويشاوند تو، كسى است كه رو در رو با تو سخن گويد
و آن كه در دل خاك قرار گرفته، خويشاوندى ندارد.
٨/ ٥ در فضيلتهاى پدرش امير مؤمنان
من، حسين بن على بن ابى طالب
ماه شب چهاردهِ سرزمين عرب هستم.
آيا نديديد و نمىدانيد كه پدر من
كشنده عمرو [بن عبدِ وَد] و هلاككننده مَرحَب است؟
او پيوسته مىكوشيد اندوه را
پيش از آن كه زايل شود، از چهره پيامبر صلى الله عليه و آله بزدايد.
آيا اين از شگفتترين شگفتىها نيست
كه دورترينِ افراد از پيامبر صلى الله عليه و آله ميراث او را طلب كند
و حال آن كه خداوند، به رعايتِ نزديكتر، سفارش كرده است؟!