حكمت نامه امام حسين - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٢٦٧ - ج عبيد الله بن حر جعفى
٧١٣. الإرشاد: امام حسين عليه السلام رفت تا به منزلگاه بنى مقاتل رسيد و در آن، فرود آمد. خيمهاى برپا ديد. پرسيد: «از آنِ كيست؟».
گفته شد: از آنِ عبيد اللّه بن حُرّ جُعفى است.
فرمود: «او را برايم فرا بخوانيد».
فرستاده امام عليه السلام نزد عبيد اللّه بن حُر آمد و گفت: اين، حسين بن على است كه تو را فرا مىخواند.
عبيد اللّه، كلمه استرجاع (إنّا للّه و إنّا إليه راجعون) را بر زبان راند و گفت: به خدا سوگند، از كوفه بيرون نيامدم، جز از سرِ ناخوش داشتن اين كه حسين به آنجا بيايد و من، آنجا باشم. به خدا سوگند، نه مىخواهم او را ببينم و نه مىخواهم او مرا ببيند.
فرستاده، نزد امام حسين عليه السلام آمد و خبر داد. حسين عليه السلام برخاست و آمد تا بر او در آمد. سلام داد و نشست و او را به خارج شدن با خود، فرا خواند. عبيد اللّه بن حر، همان حرفها را گفت و از پذيرش دعوت امام عليه السلام عذر خواست.
امام حسين عليه السلام به او فرمود: «حال كه ما را يارى نمىدهى، از خدا پروا كن كه با ما بجنگى. به خدا سوگند، كسى نيست كه فرياد ما را بشنود و به يارىمان نيايد، جز آن كه هلاك مىشود».
حر گفت: اين، [در مورد من] هيچگاه نخواهد شد، إن شاء اللّه!
٧١٤. الفتوح: امام حسين عليه السلام رفت تا در منزلگاه بنى مقاتل، فرود آمد. خيمهاى برپا، نيزهاى برافراشته، شمشيرى آويخته و اسبى ايستاده بر آخور ديد. پرسيد: «اين خيمه از آنِ كيست؟».
گفته شد: از آنِ مردى به نام عبيد اللّه بن حُرّ جُعفى است.
امام حسين عليه السلام يكى از يارانش به نام حَجّاج بن مَسروق جُعفى را روانه كرد و او به خيمه وى رفت و سلام داد و پاسخ گرفت.
عبيد اللّه پرسيد: در پشتِ سرت چه خبر است؟
حجّاج گفت: اى پسر حُر! به خدا سوگند، پشت سر من [نيكى است.][١] خداوند، كرامتى را به تو هديه كرده است، اگر بپذيرى.
گفت: آن چيست؟
گفت: اين، حسين بن على است كه تو را به يارى خويشتن فرا مىخواند. پس اگر در پيشِ روى او بجنگى، پاداش دارى و اگر بميرى، شهيد گشتهاى.
عبيد اللّه به او گفت: به خدا سوگند، از كوفه بيرون نيامدم، جز از بيم آن كه حسين بن على به آن درآيد و من در آن باشم و يارىاش ندهم؛ زيرا در كوفه، پيرو و ياورى نيست، جز آن كه به دنيا گراييدهاند، مگر آنان كه خدا نگاهشان داشته است. به سوى او بازگرد و از اين، باخبرش كن.
حجّاج به نزد امام حسين عليه السلام باز گشت و باخبرش كرد. امام حسين عليه السلام برخاست و با گروهى از برادرانش به سوى عبيد اللّه بن حر رفت. چون داخل شد و سلام داد، عبيد اللّه از بالاى مجلس برخاست. امام حسين عليه السلام نشست و پس از حمد و ثناى الهى فرمود: «امّا بعد، اى پسر حُر! همشهرىهاى شما به من نامه نوشته و خبر دادهاند كه بر يارى من، گِرد آمدهاند و در كنارم مىايستند و با دشمنم مىجنگند و از من خواستهاند كه بر آنان درآيم، و آمدم؛ ولى آنان را چنان كه ادّعا كردهاند، نمىبينم؛ زيرا بر كشتن پسرعمويم، مسلم بن عقيل و پيروانش يارى دادهاند و بر ابن مرجانه، عبيد اللّه بن زياد، كه بيعت مرا با يزيد بن معاويه مىخواهد گرد آمدهاند.
تو، اى پسر حر! بدان كه خداوند عز و جل تو را بر آنچه به دست آوردهاى و نيز آنچه در روزهاى گذشته كردهاى، مؤاخذه مىكند. من اكنون تو را به توبهاى فرا مىخوانم كه گناهانت را بشويد. تو را به يارى ما اهل بيت، فرا مىخوانم. اگر حقّمان را دادند، خدا را بر آن
مىستاييم و مىپذيريم و اگر حقّمان را از ما باز داشتند و بر ما ستم راندند، تو از ياوران من در طلب حق مىشوى».
عبيد اللّه بن حُر گفت: اى پسرِ دختر پيامبر خدا! به خدا سوگند، اگر در كوفه يارانى داشتى كه همراه تو مىجنگيدند، من از سختترينِ آنان در برابر دشمنت بودم؛ امّا من پيروانت را در كوفه ديدهام كه از بيم بنى اميّه و شمشيرهايشان به خانههايشان چسبيدهاند. پس تو را به خدا سوگند مىدهم كه اين را از من نخواهى. من، هر چه در توان دارم، به تو كمك مىكنم. اين، اسبِ لگامْدار من است كه به خدا سوگند، بر آن در پىِ چيزى نرفتهام، جز آن كه مرگ را به آن چشاندهام و چون بر آن سوار شدهام، كسى در پىِ من نيامده كه به من برسد. شمشيرم را نيز بگير كه به خدا سوگند، با آن ضربهاى نزدهام، جز آن كه قطع كرده است.
امام حسين عليه السلام به او فرمود: «اى پسر حُر! ما در پىِ اسب و شمشير تو نيامدهايم. ما فقط يارىِ تو را مىخواهيم. پس اگر از جان خود [در يارى ما] بخل مىورزى، نيازى به چيزى از مال تو نداريم و من، كسى نيستم كه گمراهان را به يارى گيرم؛ زيرا شنيدم كه پيامبر خدا مىفرمايد:" هر كس نداى اهل بيتم را بشنود و آنان را بر حقّشان يارى ندهد، جز اين نيست كه خدا او را به رو در آتش مىافكند"».
سپس امام حسين عليه السلام از نزد او رفت و به جايگاه خود باز گشت.
[١] مطلب داخل كروشه، از مقتل الحسين عليه السلام خوارزمى به متن، افزوده شده است.