حكمت نامه امام حسين - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٤٠٩ - ٢/ ١ آغاز تشريع اذان
٣٣٢. مسند البزّار به نقل از زياد بن منذر: امام باقر، از امام زين العابدين، از امام حسين، از امام على عليهم السلام نقل كرد كه فرمود: چون خداوند خواست اذان را به پيامبر صلى الله عليه و آله ياد دهد، جبرئيل عليه السلام مَركبى به نام بُراق به نزد ايشان آورد كه چون خواست سوارش شود، چموشى كرد. جبرئيل عليه السلام به او گفت: آرام باش كه به خدا سوگند، هيچ كس بر تو سوار نشده كه نزد خدا، گرامىتر از محمّد باشد.
پس ايشان سوار شد و تا پرده مجاور خداى رحمان تبارك و تعالى رفت. در اين هنگام، فرشتهاى از پرده درآمد. پيامبر خدا از جبرئيل عليه السلام پرسيد: «اين كيست؟».
گفت: سوگند به كسى كه تو را به حق برانگيخت، نزديكترين مخلوق به خدا منم؛ ولى اين فرشته را از آغاز خلقتم تاكنون نديدهام.
فرشته گفت: اللّه اكبر، اللّه اكبر (خدا، بزرگتر است)!
پس از پشتِ پرده به او گفته شد: «بندهام راست گفت. من، بزرگترم؛ من، بزرگترم».
فرشته گفت: أشهد أن لا إله إلّا اللّه (گواهى مىدهم كه جز اللّه، خدايى نيست).
پس از پشتِ پرده به او گفته شد: «بندهام راست گفت. منم و جز من، خدايى نيست».
فرشته گفت: أشهد أنَّ محمّدا رسول اللّه (گواهى مىدهم كه محمّد، فرستاده خداست).
پس از پشتِ پرده گفته شد: «بندهام راست گفت. من، محمّد را فرستادهام».
فرشته گفت: حىّ على الصّلاة، حىّ على الفلاح، قد قامت الصلاة (به سوى نماز بشتابيد، بهسوى رستگارى بشتابيد. نماز، برپا شد).
سپس فرشته گفت: اللّه اكبر، اللّه اكبر (خدا، بزرگتر است).
پس از پشتِ پرده گفته شد: «بندهام راست گفت. من بزرگترم؛ من، بزرگترم».
سپس [فرشته] گفت: لا إله إلّا اللّه (خدايى جز اللّه نيست).
پس، از پشتِ پرده گفته شد: «بندهام راست گفت. جز من، خدايى نيست».
پس از آن، فرشته، دست محمّد صلى الله عليه و آله را گرفت و او را پيش انداخت و به زيارت آسمانيان بُرد كه آدم و نوح عليهما السلام هم در ميان آنان بودند.
امام باقر عليه السلام افزود: آن روز بود كه خداوند، برترى محمّد صلى الله عليه و آله را بر اهل آسمانها و زمين، كامل كرد.