حكمت نامه امام حسين - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٣٢٩ - ١١/ ١ سخنان امام با يارانش در شب عاشورا
٢٦٩. الطبقات الكبرى: امام حسين عليه السلام يارانش را در شب عاشورا كه شب جمعه بود گِرد آورد و پس از حمد و ثناى الهى و يادكردِ پيامبر خدا و نبوّتش كه خدا به آن گرامىاش داشته و او را بدان بر امّتش نعمت داده است فرمود: «من، جز اين گمان نمىبرم كه اين جماعت، فردا با شما مىجنگند. من به همه شما اجازه رفتن دادم و شما اجازه داريد در اين تاريكىِ شب كه شما را فرا گرفته، برويد. هر كدامتان كه مىتواند، يكى از خانواده مرا با خود بردارد و در شهرهايتان پراكنده شويد تا خداوند، فتحى و يا امرى از جانب خود بياورد تا اينها (دشمنان) از آنچه در دل نهان كردهاند، پشيمان شوند. اين جماعت، فقط مرا مىجويند و چون مرا ببينند، ديگر در پىِ شما نمىآيند».
خاندان ايشان گفتند: خدا ما را پس از تو باقى نگذارد! به خدا سوگند، از تو جدا نمىشويم تا آنچه به تو مىرسد، به ما نيز برسد.
ياران ايشان نيز همگى چنين گفتند.
امام عليه السلام فرمود: «خداوند، پاداش نيّت شما را بهشت قرار دهد!».
٢٧٠. الخرائج و الجرائح به نقل از ابو حمزه ثُمالى: امام زين العابدين عليه السلام مىفرمايد: من در شبى كه صبح فردايش پدرم [حسين عليه السلام] كشته شد، با او بودم. به يارانش فرمود: «اين، شب است. آن را مَركب خود بگيريد كه اين جماعت، در پىِ مناند و اگر مرا بكشند، ديگر به شما كارى ندارند و شما [از جهت بيعت با من] آزاد و اختياردار هستيد».
يارانش گفتند: نه. به خدا سوگند، هرگز چنين نمىشود!
فرمود: «فردا همه شما كشته مىشويد و هيچ يك از شما نمىرَهَد».
گفتند: ستايش، خدايى كه ما را به شَرَف كشته شدن همراه تو رساند.
سپس امام حسين عليه السلام دعا كرد و به آنان فرمود: «سرهايتان را بالا بگيريد و بنگريد».
پس به جايگاه و منزلگاه خود در بهشت نگريستند. امام حسين عليه السلام به آنان فرمود: «فلانى! اين، منزل توست؛ فلانى! اين، قصر توست. فلانى! اين، درجه توست».
از اين رو، هر يك از آنان با سر و سينه به استقبال نيزهها و شمشيرها مىرفتند تا به جايگاهشان در بهشت برسند.