چشم تماشا (ترجمه نزهة الناظر و تنبيه الخاطر) - الحُلواني، حسين بن نصر؛ مترجم عبدالهادي مسعودي - الصفحة ٢٠١ - برآوردن نيازهاى مؤمن
٤٢٨-- ٨. امام به مردى فرمود: در آغاز نابسامان شدن كارها بر سلطان با او رفت و آمد مكن.
٤٢٩. از حضرتش درباره [آثار] قناعت سؤال شد، فرمود: قناعت افزون بر نگهداشت شخصيت و عزّت نفس، رنج زيادهخواهى و بندگى دنياپرستان را نيز از دوش انسان بر مىدارد و جز دو كس راه قناعت را نپيمايد: آن كه بيشتر در پى پاداش اخروى است و بزرگى كه خود را از مردم فرومايه دور نگاه مىدارد.
٤٣٠-- ١٠. آنكه سخن چينىاش را در جامه نصيحت پوشانده، سختى حسابش در پايان او را بس باشد.
٤٣١١. انس بيش از حدّ، هيبت را مىبرد.
٤٣٢-- ١٢. هركه به مردم راست بگويد، ناپسندش مىدارند.
٤٣٣-- ١٣. گدايى كليد سختى است.
٤٣٤-- ١٤. حضرت در تسليت به حسن بن سهل فرمود: تبريك بر پاداشى كه مىآيد، سزاوارتر از تسليت بر مصيبت آمده است.
٤٣٥-- ١٥. دلها رو آوردن و پشت كردن و نشاط و كسالت دارند. پس چون روى آورند، بينا و فهيم مىشوند و چون پشت مىكنند، خسته و افسرده مىگردند. پس آنها را هنگام روى آوردن و نشاط به كار گيريد و به گاه پشت كردن و كسالت، آزاد بگذاريد.
٤٣٦-- ١٦. نيكى به ديگران را چون برشمرى، ديگر خيرى ندارد.
٤٣٧-- ١٧. صوفيان به امام گفتند: مأمون ولايت را به تو بازگردانده است و تو سزاوارترينِ مردم به آن هستى ولى كسى چون تو كه سرور و مقدّم بر همگان است بايد جامه پشمين و زبر به تن كند.
پس حضرتش فرمود: واى بر شما، آنچه از پيشواى جامعه خواسته