چشم تماشا (ترجمه نزهة الناظر و تنبيه الخاطر) - الحُلواني، حسين بن نصر؛ مترجم عبدالهادي مسعودي - الصفحة ١٢٣ - برآوردن نيازهاى مؤمن
جنگ با شاميانروى بر نتابيديم، ولى ما پيشتر با سلامت [دلها] و شكيبايى با شاميان مىجنگيديم، اما سلامت با دشمنى و شكيب با بىتابى مخلوط گشته است و شما در آغاز جنگ صفين دينتان پيشتر از دنيايتان بود و اكنون دنيايتان پيشتر از دينتان و ما براى شما و شما براى ما بوديد و اينك گويى عليه ما هستيد.
و پس از آن دو گونه كشته داريد: كشتهاى به صِفّين كه بر او مىگرييد و كشتهاى در نهروان كه در پى خون او هستيد. پس آن كه مىگريد، واگذارنده ماست و آن كه در پى خون است شورشگر، و معاويه مرا به سوى كارى فرا خوانده كه عزّت و انصافى در آن نيست. پس اگر جان به كف نهادهايد، جواب ردّ به او دهيم و حكمش را به خدا واگذاريم و اگر دوستدار زندگى هستيد دعوتش را بپذيريم و به قضاى الهى راضى شويم.
پس مردمان فرياد كشيدند: ماندن، ماندن.
٢٢٥-- ٢٩. بيشترين گستره گذشت كريم، هنگامى است كه راه عذر آوردن بر گنهكار تنگ گردد.
٢٢٦-- ٣٠. آوردهاند كه مردى نزد امام حسن عليه السلام آمد و از او چيزى خواست، امام فرمود: درخواست جز در سه مورد روا نيست: تاوان فراوان يا فقرى خواركننده يا ضمانت و كفالتى سنگين.
آن مرد گفت: من جز براى يكى از اينها نيامدهام. پس امام فرمان داد صد دينار به او بدهند. سپس آن مرد نزد برادر شهيدش [امام حسين عليه السلام] آمد و او نيز آنچه را برادرش به آن مرد گفته بود به او گفت و پس از [پاسخ مرد] نود و نه دينار به او بخشيد و خوش نداشت كه با برادرش يكسان شود.
سپس آن مرد، نزد عبداللَّه بن جعفر آمد و او به وى هفت دينار داد و چيزى از او نپرسيد. آن مرد ماجراى خود را با دو امام عليه السلام باز گفت. عبداللَّه گفت: واى بر تو، چگونه مرا با آنان مىسنجى؟ آن دو جانشان با علم درآميخته است.