چشم تماشا (ترجمه نزهة الناظر و تنبيه الخاطر) - الحُلواني، حسين بن نصر؛ مترجم عبدالهادي مسعودي - الصفحة ٨٥ - برآوردن نيازهاى مؤمن
١٦٣-- ٣٦. اسلام را چنان وصف كنم كه كسى پيش از من نكرده است. اسلام، گردن نهادن است و گردن نهادن، يقين داشتن و يقين داشتن، راست انگاشتن و راست انگاشتن، بر خود لازم ساختن و بر خود لازم ساختن، انجام دادن و انجام دادن، به كار [نيك] پرداختن، و مىشود كه مردى مسلمان باشد ولى مؤمن نباشد ولى تا مسلمان نباشد، مؤمن نمىشود و ايمان، اقرار با زبان و اعتقاد با دل و جان و عمل با اعضا و اركان (بدن) است.
١٦٤-- ٣٧. در شگفتم از بخيل كه به سوى فقرى شتافته كه از آن مىگريخت و توانگريى را از دست مىدهد كه مىطلبيد، پس در دنيا چون ناداران بزيد و در آخرت مانند توانگران حساب پس دهد.
و در شگفتم از متكبّر كه ديروز نطفه بود و فردا مردار است.
و در شگفتم از كسى كه در خدا شكّ مىكند و آفريدههاى خدا را مىبيند.
و در شگفتم از كسى كه مرگ را از ياد برده و مردگان را مىبيند.
و در شگفتم از آن كه زندگانى آخرت را نمىپذيرد و زندگى پيشين را مىبيند.
و در شگفتم از كسى كه خانه ناپايدار را آباد مىكند و سراى جاودان را رها مىسازد.
١٦٥-- ٣٨. خطاب به سلمان فارسى رضى الله عنه: دنيا همچون مار است؛ سودن [وپوست] آن نرم و سمّش كشنده است، پس در آن از هرچه كه تو را خوش آمد دورى كن كه هر گاه انسان خردمند در آن به سوى خوشى رود، به سوى ناخوشى روانهاش مىكند و اگر يقين به جداييش دارى، انديشناكش مباش.
١٦٦-- ٣٩. تندرستى، سرمايه است و سستى، تباه كردن و وفانمودن، مايه آسايش.
١٦٧-- ٤٠. عفو گنهكارى را سزاست كه اقرار دارد، نه آن كه اصرار دارد.