چشم تماشا (ترجمه نزهة الناظر و تنبيه الخاطر) - الحُلواني، حسين بن نصر؛ مترجم عبدالهادي مسعودي - الصفحة ٢١ - مقدّمه مؤلّف
فضيلتها ومناقب وآداب وآثار وفصاحت واندرزها و بلاغت ايشان را به زياد[١] و مدعيانش، وابن مقفَّع[٢] ويارانش، وابن عبيده ريحانى[٣] و مجانسانش، و ابو عثمان جاحظ[٤] و موافقانش، و ابان لاحقى[٥] و همگنانش، و سهل بن هارون[٦] و هر كس كه چون آنان باشد منسوب داشتند و از اين كار، پوشاندن آثار امامان و خاموش ساختن نور ايشان را قصد كردند و خداوند جز اين نخواهد كه نورش را كمال بخشد هر چند مشركان نپسندند و سيد رضى (ره) چه شيوا در يكى از كتابهايش گفته است:
من بى ترديد چنين معتقدم كه اين چهرههاى برجسته را كه پايههاى اسلام و چراغهايى در دل تاريكىاند و خداوند مردمان را از منزلت ايشان فروتر كرده و دست و زبان را از رسيدن به ايشان باز داشته و ميان جهانيان و ايشان تفاوت نهاده و عيب و ننگ را از ايشان دور كرده، آن كس دشمن است كه يا دل در نادانى فرو برده و چشم به گمراهى سپرده و از مستى هوس به سلامت نيامده تا راه درست را تشخيص دهد و يا دانا به فضيلت ايشان است و آگاه از پاكى شاخه و ريشه آنان، اما از سر دشمنى، شناخت خويش را پنهان داشته و به مكر و حيله، با خود مغالطه مىكند براى آن كه نهال كاشته خود را محكم و بنايى را كه ساخته، پابرجا بدارد و بازار پيرامون خود را رونق بخشد و جماعتى را كه به او متوجّه شده، به سوى خود كشد و همه اينها براى اين اندك مال دنياست كه
[١]. زياد بن سميّه، طاغوت سركش عراق در زمان حكومت معاويه است. او در خطابه و سياست ماهر بود.
[٢]. عبد اللَّه بن مقفّع، سخنورى زبردست و سركرده نويسندگان عصر خود بود. او ايرانى و نامسلمان بود، اما به وسيله امير عيسى، عموىسفّاح عبّاسى مسلمان گشت و نويسندگى دربار او را عهدهدار شد اما به زنديقىگرى متهم گشت. او كتاب« كليله و دمنه» را به زبان عربى درآورد و نوشتههاى ديگرى نيز مانند كتاب« درّ يتيم» دارد.
[٣]. ابو الحسن، علىّ بن عبيده ريحانى، نويسنده، سخنورى زبردست، پر دانش با فضيلت و سخنانش نمكين و زيبا بود. كتابهاى زيبايى در حكمت و مثل از او به جاى مانده است. او از اطرافيان خاصّ مأمون عباسى بود و به زنديقىگرى نيز متّهم شده است.
[٤]. ابو عثمان، عمرو بن بحر جاحظ بصرى، نويسنده كتابهاى متعددى مانند« البيان والتبيين» است. او از بزرگان معتزله و شيوا سخنبود و كتابهايش بر فصاحت و ملاحت قلم او دلالت مىكند. وى به سال ٢٥٥ هجرى قمرى درگذشت.
[٥]. ابان بن عبد الحميد رقاشى از شاعران به شمار مىآيد. او برخى كتابهاى به نثر نوشته شده را به شعر تبديل نمود، مانند« كليله و دمنه»،« سيره انوشيروان»،« بلوهر و بوداسف» و ...
[٦]. سهل بن هارون دستميسانى به بصره آمد و سپس از خواصّ مأمون عبّاسى و كتابدار كتابخانه« خزانه حكمت» او شد. وى حكيم شاعر و در اصل ايرانى و ملّى گرا بود. او در همين زمينه كتابهاى متعددى نگاشت كه« ثعلة وعفرة» به شكل« كليله و دمنه»،« ادب اشك بن اشك»،« شجره عقل/ درخت ادب» و ... از آن جملهاند.