چشم تماشا (ترجمه نزهة الناظر و تنبيه الخاطر) - الحُلواني، حسين بن نصر؛ مترجم عبدالهادي مسعودي - الصفحة ١٣١ - برآوردن نيازهاى مؤمن
امام حسين عليه السلام خنديد و گفت: آنان روز قيامت بر تو احتجاج مىكنند. اى معاويه، بدان كه به خدا سوگند اگر ما چنين كارى را با پيروان تو مىكرديم، نه آنان را كفن مىكرديم و نه بر آنان نماز مىخوانديم[١] و به من خبر رسيده است كه به ابوالحسن عليه السلام دشنام مىدهى و بدان برخاسته و بر بنى هاشم عيب مىگيرى. به خدا قسم، زه بر كمان ديگرى بنهادهاى[٢] و به سوى هدف خود تير نينداختهاى و از مكانى نزديك دشمنى آغاز كردهاى و پيروى كسى را كردهاى كه ايمانش قدمتى ندارد و نفاقش تازگى و هر كه به تو نظر داد، سود خود را در آن بسنج و يا آن را واگذار.
٢٣٦-- ٨. انس مىگويد: نزد [امام] حسين عليه السلام بودم كه كنيزى با دستهگلى خوشبو بر او درآمد و سلام داد، پس حسين به او گفت: تو را به خاطر خداى متعال آزاد كردم.
گفتم: سلامى و دسته گلى خوشبو ارزش اين را ندارد كه آزادش كنى!
گفت: خداى متعال ما را اين گونه پرورش داده است. گفته است: «و چون بر شما سلام داده شود به بهترش يا همانندش پاسخ دهيد» بهتر از آن، آزاد كردنش بود.
٢٣٧-- ٩. برادرش [امام] حسن عليه السلام به او نامه نوشت و وى را بر صله دادن به شاعران عتاب كرد، امام حسين در پاسخ او نوشت: تو بهتر از من مىدانى كه بهترين مال آن است كه آبروى صاحبش را حفظ كند.
٢٣٨-- ١٠. خدايا مرا با احسانت، پلّه پلّه و بىخبر در دام خود گرفتار مساز و با بلا تأديبم مكن.
٢٣٩-- ١١. به معاويه گفت: هر كس عطايت را بپذيرد، تو را بر كرم يارى داده است.
٢٤٠-- ١٢. گفته شده است كه نزد معاويه درباره عقل گفتگو شد. امام شهيد
[١]. كنايه از اين نكته كه حجر و يارانش مسلمان بودند و ياران تو مسلمان نيستند.
[٢]. مثلى است به معناى كارى به سود ديگران و نه خود كردن.