دانشنامه عقايد اسلامي - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٧٠
خوددانابينى، بيمارى روانى رايج
يكى از بيمارى هاى روانى كه تشخيص پيامدهايش بسيار دشوار است و بسيارى بِدان مبتلايند ، بيمارى «خوددانابينى» يا بيمارى «علم خيالى» است. اين بيمارى كه به آن «جهل مركّب» ، نيز گفته مى شود ، اگر مزمن شود ، مداوايش محال است . براى توضيح اين پديده ، مى گوييم كه انسان با حقايق هستى با چهار حالت ، رو به رو مى شود : ١ . اين كه حقيقتِ چيزى را بداند و بداند كه مى داند. وى در اين صورت ، حقيقتا «عالِم» است. ٢ . اين كه حقيقتِ چيزى را بداند ؛ ولى خود نداند كه مى داند. وى در اين صورت ، گرفتار غفلت و نسيان است و «غافل» ناميده مى شود. ٣ . اين كه حقيقتِ چيزى را نداند ؛ ولى بداند كه نمى داند (يعنى به نادانى خود ، عالِم است). وى در اين حالت ، «جاهل (نادان)» است. ٤ . اين كه حقيقتِ چيزى را نداند و نداند كه نمى داند (يعنى به نادانى خود ، جاهل است) ؛ بلكه تصوّر مى كند كه مى داند. وى در اين صورت ، «جاهل مركّب» ناميده شود. [١] براى روشن شدن تفاوت ميان جهل بسيط و جهل مركّب مى گوييم : جهل بسيط ، آن نادانى اى است كه با نادانى ديگر تركيب نشده است (مانند اين كه انسان فلان راه ، يا فلان شخص و يا فلان مسئله علمى را نمى داند) ؛ ولى جهل
[١] در لغت نامه دهخدا (ج ٥ ص ٦٥٤٦) جاهل مركّب ، چنين معنا شده است : «جاهل مركّب : آن كه علم وى با واقع مطابق نباشد ، آن كه گمان برد چيزى را مى داند و به واقعْ آن را نمى داند ، قسيم جاهل بسيط كه جهل وى مطلق است و اصلاً جاهل به چيزى است» .[٢] در لغت نامه دهخدا (ج ٥ ص ٦٩٦٥) جهل مركّب ، چنين معنا شده است : «جهل مركّب : اعتقاد داشتن بر ماهيّت چيزى ، به طورى كه اين اعتقاد خلاف ماهيّت آن باشد؛ اعتقاد جازم غير مطابق با واقع ، خواه مستند به شبهه باشد و خواه مستند به تقليد ، پس ثبات را در جهل مركّب ، اعتبارى نيست . و سبب آن كه آن را مركّب ناميده اند ، اين است كه آدمى چيزى را بر خلاف آنچه حقيقت اوست ، اعتقاد كند ... ، كه اين خود يك جهل است ، و سپس اعتقاد كند كه اعتقاد او عين صواب است ، و اين خود يك جهل ديگر است ، كه با هم تشكيل و تركيب يافته و به نام جهل مركّب معروف گرديده است» .[٣] تحف العقول : ص ٣٢١ ، بحار الأنوار : ج ٧٨ ص ٢٣٤ ح ٥٤ .