دانشنامه عقايد اسلامي - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ١٨٤
مادّى و معنوى هدايت مى كند، نورِ علم، و به دليل آن كه از استحكامى برخوردار است كه خطاناپذير است ، حكمت حقيقى، و به لحاظ آن كه انسان را به انتخاب كردار نيك، وادار مى سازد و از لغزش هاى فكرى و عملى باز مى دارد، عقل ناميده مى شود. بررسى مبادى، اسباب ، آثار، آفات و موانع علم، حكمت [١] و عقل [٢] به روشنى ، اين مدّعا را اثبات مى كند.
عقل نظرى و عقل عملى
در تفسير عقل نظرى و عقل عملى، دو نظريه وجود دارد: نظريه اوّل ، اين است كه عقل، مبدأ ادراك است و در اين مورد، تفاوتى ميان عقل نظرى و عقل عملى وجود ندارد؛ بلكه تفاوت ، در هدف است. اگر هدف از ادراك چيزى، شناخت بود، مبدأ ادراك آن، عقل نظرى ناميده مى شود، مانند شناخت حقيقت هستى؛ و اگر هدف از ادراك چيزى، عمل بود، مبدأ ادراك آن، عقل عملى ناميده مى شود، مانند شناختِ نيكو بودنِ عدل و زشت بودن ظلم، پسنديده بودن صبر و ناپسند بودن جزع و ... . اين نظريه به مشهورِ فلاسفه نسبت داده شده است. بر اساس اين نظريه، عقل عملى، مبدأ ادراك است ، نه تحريك. نظريه دوم، اين است كه تفاوت ميان عقل نظرى و عقل عملى، جوهرى
[١] ر . ك : ج ٢ ص ٤٨١ (خاستگاه الهام) و ٥١٩ (حجاب هاى دانش و حكمت) و ٥٧٧ (آنچه حجاب ها را مى زدايد) .[٢] ر . ك : ص ٣٠٣ (آنچه خرد را نيرومند مى سازد) و ٣٣١ (نشانه هاى خرد) و ٤٥١ (آسيب هاى خرد) و ٤٨١ (وظايف خردمند) .