دانشنامه عقايد اسلامي - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ١٨٥
است؛ يعنى تفاوت ، در ماهيت كاركرد آنهاست. عقل نظرى، مبدأ ادراك است، خواه هدف از ادراك، معرفت باشد يا عمل؛ و عقل عملى، مبدأ تحريك است و نه ادراك. به بيان ديگر ، وظيفه عقل عملى، اجراى مدرَكات عقل نظرى است. نخستين كسى كه اين نظريه را در برابر مشهورْ اختيار كرده، ابن سينا و پس از وى، قطب الدين رازى، صاحب محاكمات و اخيرا محقّق نراقى، صاحب جامع السعادات است. [١] به نظر مى رسد كه نظريه نخست، به مفهوم واژه «عقل»، نزديك تر است و صحيح تر ، آن است كه عقل عملى، به مبدأ ادراك و تحريك تفسير شود؛ زيرا شعورى كه بايدها و نبايدهاى اخلاقى و عملى را هدف قرار مى دهد، هم مبدأ ادراك است و هم مبدأ تحريك، و اين نيروى ادراكى، همان است كه قبلاً وجدان اخلاقى ناميده شد و در متون اسلامى از آن به «عقل طبع» ياد شده است .
عقل طبع و عقل تجربه
در متون اسلامى به جاى تقسيم عقل به نظرى و عملى، تقسيم بندى ديگرى وجود دارد و آن، تقسيم عقل به «عقل طبع» و «عقل تجربه» يا «عقل مطبوع» و «عقل مسموع» است. امام على عليه السلام مى فرمايد: العَقلُ عَقلانِ: عَقلُ الطَّبعِ و عَقلُ التَّجرِبَةِ، و كِلاهُما يُؤَدِّى المَنفَعَةَ. [٢] عقل ، دو گونه است: طبيعى و تجربى، و هر دو ، سودآورند .
[١] جامع السعادات : ج ١ ص ٧٥. براى توضيح بيشتر ، ر . ك : حسن و قبح عقلى، فصل ششم: عقل نظرى و عقل عملى .[٢] ر . ك : ص ٢١٢ ح ٢٢ .[٣] عقل مسموع ، يعنى آنچه با اسباب و عوامل بيرونى (چون آموزش، تربيت و...) حاصل شود. مترجم.[٤] ر . ك : ص ٢١٣ ح ٢٣.[٥] ر . ك : ج ٢ ص ٢٦٢ ح ١٢٨٤ .[٦] شمس : آيه ٧ ـ ٨ .