دانشنامه عقايد اسلامي - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٣٥١
٣٣١.امام على عليه السلام : ستايش ، خداى را سزاست . . . كه از امور نهانى ، پنهان است و بر اثر نشانه هاى تدبير ـ كه در آفريدگان او عيان شده ـ نزد خردها آشكار است ؛ آن خدايى كه درباره اش از پيغمبرانش پرسيدند و آنان او را به حد و جزء داشتن نستودند؛ بلكه وى را به افعالش ستودند و به آياتش بدو راهنمايى نمودند . خردِ انديشمندان، او را انكار نمى كند ؛ زيرا كسى كه آسمان و زمين و آنچه در ميان آنهاست، آفريده اوست و او سازنده همه آنهاست، قدرتش را بازدارنده اى نيست.
٣٣٢.الكافى ـ به نقل از حسن بن عمّار ـ: از امام صادق عليه السلام فرمود : «آغاز و شروع هر كار و نيرو و آبادانى آن ـ كه بدون آبادانى ، بهره اى حاصل نمى گردد ـ خردى است كه خدا آن را زيور خَلق خود و روشنى بخش آنان قرار داد. به وسيله خرد ، بندگان ، آفريننده خود را مى شناسند و مى دانند كه خود ، مخلوق اند و او مدبّر آنهاست و آنها در زير تدبير اويند و او پاينده است و آنها [ يند كه] راه فنا مى روند . [ بندگان ،] در پرتو خردشان ، هر آفريده اى را (از آسمان و زمين ، خورشيد و ماه ، و شب و روز) كه مى بينند دليل مى گيرند كه براى آفريدگان ، آفريننده و سرپرستى است كه هميشه بوده و خواهد بود ، و به وسيله خرد ، زيبا را از زشت ، باز مى شناسند و مى دانند كه تاريكى ، در نادانى است و روشنى ، در دانش. اين است آنچه خرد ، بدان راهنمايى كرده است» . گفته شد : آيا بندگان ، مى توانند به همان خرد اكتفا كنند ؟ فرمود : «خردمند ، به دليلِ خردى كه خداوند ، آن را پايه زندگى و زيور و [ وسيله ]رهيابى وى ساخته، مى داند كه خدا حق است و اوست پرورنده وى ، و مى داند كه آفريدگارِ وى را خوشامد و بدآمدى است و طاعتى دارد و معصيتى ـ كه تنها خردش نمى تواند آنها را در يابد ـ و مى داند كه جز با دانش و طلب آن [ از طريق پيامبران ،] بدان نمى رسد و اگر با دانش خود ، بدان دست نيابد ، از خرد خود ، بهره نمى برد . پس بر خردمند است كه طلب دانش كند و ادب بياموزد كه بى آن ، نمى تواند پايدار بماند» .