دانشنامه عقايد اسلامي - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ١٥٨
«درست است، فرود آى» . آن گاه وى را به آيين اسلام فرا خواند. وى دو ماه مهلت خواست كه درباره اسلام به فكر و بررسى بپردازد ؛ امّا پيامبر صلى الله عليه و آلهفرمود : «من به جاى دو ماه ، چهار ماه به تو مهلت مى دهم كه اين آيين را با كمال بصيرت ، انتخاب نمايى». هنوز چهار ماه سپرى نشده بود كه وى اسلام آورد. [١] جالب تر از اين جريان ، داستان اسلام آوردن سُهيل بن عمر است. او مى گويد : پس از فتح مكّه ، وقتى پيامبر خدا وارد مكّه شد ، من داخل خانه خود شدم و درب خانه را بر روى خود بستم و پسرم عبد اللّه را فرستادم كه : برو و از محمّد براى من امان بخواه ؛ چرا كه من به خاطر اين كه كشته نشوم ، ايمان نمى آورم. عبد اللّه خدمت پيامبر صلى الله عليه و آله رسيد و گفت : پدرم ، امان مى خواهد. آيا به او امان مى دهيد؟ پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود : «آرى ؛ او در امان خداست. مى تواند از خانه خارج شود». پيامبر صلى الله عليه و آله سپس رو به اطرافيان خود كرد و فرمود : «هر يك از شما كه سهيل را ديد ، حق ندارد كه نگاه تند به او بكند. او بايد بتواند از خانه خارج شود. به جان خودم سوگند كه سهيل ، آدم عاقل و شريفى است و شخصى مانند او نمى تواند اسلام را نفهمد و مسلمان نشود. او مى داند آنچه در آن قرار دارد ، برايش سودمند نيست». عبد اللّه ، پس از گرفتن امان و شنيدن سخنان پيامبر صلى الله عليه و آله از مجلس خارج شد و نزد پدر آمد و جريان را گفت. سهيل كه شايد باور نمى كرد پيامبر صلى الله عليه و آله اين گونه با
[١] ر . ك : ص ٢٦ (داستانى آموزنده) .[٢] نقل از : سخنرانى استاد شهيد درباره «آزادى عقيده» در پاييز ١٣٤٨ ش در حسينيه ارشاد. ر.ك : سلسله مقالاتِ پيرامون جمهورى اسلامى : ص ٩٨ ـ ٩٩.[٣] {Q} «وَكَذَ لِكَ نُرِى إِبْرَ هِيمَ مَلَكُوتَ السَّمَـوَ تِ وَالْأَرْضِ وَلِيَكُونَ مِنَ الْمُوقِنِينَ؛ و اين گونه، ملكوت آسمان ها و زمين را به إبراهيم نمايانديم تا از جمله يقين كنندگان باشد» (انعام : آيه ٧٥).[٤] انبياء : آيه ٦٢ .[٥] انبياء : آيه ٦٣.[٦] انبياء : آيه ٦٦ ـ ٦٧ .[٧] فروغ ابديّت : ج ٢ ص ٧٣٦ ـ ٧٣٧. براى مطالعه مشروح جريان اسلام آوردن صفوان ، ر.ك : كنز العمّال : ج ١٠ ص ٥٠٣ ـ ٥٠٦.[٨] ميزان الحكمة : ح ١٤٦٢٧ ؛ كنز العمّال : ح ٣٠١٦٨.[٩] براى توضيح بيشتر در اين باره ، ر.ك : مقاله «كارنامه اسلام محمّد خاتم پيامبران» : ج ٢ ص ٥٩ ـ ٧١.