دانشنامه عقايد اسلامي - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ١٤٣
مَا كُنتُ لِأَلقَى اللّه َ عز و جل بِبِدعَةٍ لَم يُحدِث إِلَيَّ فيها شَيئًا ومَا أنَا مِنَ المُتَكَلِّفينَ . من نمى توانم خداوند را با بدعتى كه درباره آن ، دستورى برايم نيامده است ، ملاقات كنم و من اهل تكلّف و از كسانى نيستم كه چيزى از خود بسازم [و به خدا نسبت دهم] . در اين جا خداوند متعال ، فرمود : اى محمّد! «وَ لَوْ شَاءَ رَبُّكَ لَأَمَنَ مَن فِى الْأَرْضِ كُلُّهُمْ جَمِيعًا؛ [١] اگر پروردگار تو مى خواست ، همه مردم جهان ، جملگى ايمان مى آوردند» [ و البته اين ايمان آوردن،] از روى اجبار و اضطرار [ مى بود] ، همان طور كه در جهان پس از مرگ ، وقتى دچار سختى مى شوند ، ايمان مى آورند ، و اگر با آنان چنين كنم ، شايسته پاداش و ستايش من نخواهند بود ؛ ولى من مى خواهم به طور آزاد و بدون اجبار ، ايمان بياورند. [٢] خلاصه كلام در تبيين اين آيه شريف ، با عنايت به شأن نزول آن ، اين است كه : در نظام آفرينش ، انسان ، آزاد آفريده شده است تا تكامل و انحطاط او با انتخاب خودِ او باشد و در نتيجه ، ثواب و عقاب اخروى ، معنا داشته باشد. از اين رو ، تحميل ايمان بر انسان ، چون بر خلاف فلسفه خلقت اوست ، مُجاز نيست و پيامبران الهى نيز حق ندارند بر خلاف سنّت آفرينش و مشيّت الهى كارى انجام دهند ، هر چند آن عمل ، موجب تقويت حكومت اسلامى و تضعيف دشمنان اسلام شود. سومين مورد از آياتى كه در آنها ، تحميل ايمان بر انسان ، با صراحت نفى شده
[١] يونس : آيه ٩٩ .[٢] التوحيد : ص ٣٤١ ح ١١ ، عيون أخبار الرضا عليه السلام : ج ١ ص ١٣٥ ح ٣٣ ، بحار الأنوار : ج ١٠ ص ٣٤٣ .