دانشنامه عقايد اسلامي - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ١٥٥
خداى آنان باشد . . . تا اين كه روزى فرا رسيد كه مردم ، آن روز را به عنوان عيد ، جشن گرفته ، به اين مناسبت از شهر خارج شده بودند. ابراهيم عليه السلام موقعيت را مناسب تشخيص داد ، وارد بت خانه بزرگ شد و با تبر تمام بت ها ، مگر بت بزرگ را خُرد كرد و تبر را به گردن آن آويخت و بيرون آمد. ابراهيم عليه السلام مى خواست با صحنه سازى و متّهم نمودن بت بزرگ به قتل عام بت ها ، عملاً باورهاى غلط را از ذهن مردم بزدايد و انديشه آنان را آزاد سازد. وقتى مردم از مجلس جشن به شهر باز گشتند ، خبر شدند كه بت خانه ويران شده است ، گويا بت ها با هم دعوا كرده ، يكديگر را كشته اند! وارد بت خانه شدند ، ديدند همه بت ها خُرد شده و تنها بت بزرگ ، تبر بر گردن ، باقى مانده است. صحنه نشان مى داد كه كار ، كارِ بت بزرگ است ؛ ولى شعور فطرى آنان نمى توانست قبول كند كه چند موجود بى شعور ، با هم دعوا كنند. اين بود كه بدون تأمّل ، در جستجوى شخصى بر آمدند كه مرتكب اين خرابكارى شده است و از آن جا كه ابراهيم ، مرتّب از بت پرستى انتقاد مى كرد و نيز تهديد كرده بود كه تدبيرهاى لازم را براى انهدام بت ها به كار خواهد گرفت ، او را به اتّهام قتل عام خدايان (!) احضار و در ملأ عام شروع به بازجويى از او كردند. نخستين سؤال آنان اين بود : «ءَأنتَ فَعَلْتَ هَـذَا بِـئالِهَتِنَا يَـإِبْرَ هِيمُ. [١] آيا تو ، چنين كارى را با خدايان ما انجام داده اى؟» . ابراهيم عليه السلام براى بيدار سازى وجدان خفته آنان ، پاسخ داد :
[١] ر . ك : ص ٢٦ (داستانى آموزنده) .[٢] نقل از : سخنرانى استاد شهيد درباره «آزادى عقيده» در پاييز ١٣٤٨ ش در حسينيه ارشاد. ر.ك : سلسله مقالاتِ پيرامون جمهورى اسلامى : ص ٩٨ ـ ٩٩.[٣] {Q} «وَكَذَ لِكَ نُرِى إِبْرَ هِيمَ مَلَكُوتَ السَّمَـوَ تِ وَالْأَرْضِ وَلِيَكُونَ مِنَ الْمُوقِنِينَ؛ و اين گونه، ملكوت آسمان ها و زمين را به إبراهيم نمايانديم تا از جمله يقين كنندگان باشد» (انعام : آيه ٧٥).[٤] انبياء : آيه ٦٢ .[٥] انبياء : آيه ٦٣.[٦] انبياء : آيه ٦٦ ـ ٦٧ .[٧] فروغ ابديّت : ج ٢ ص ٧٣٦ ـ ٧٣٧. براى مطالعه مشروح جريان اسلام آوردن صفوان ، ر.ك : كنز العمّال : ج ١٠ ص ٥٠٣ ـ ٥٠٦.[٨] ميزان الحكمة : ح ١٤٦٢٧ ؛ كنز العمّال : ح ٣٠١٦٨.[٩] براى توضيح بيشتر در اين باره ، ر.ك : مقاله «كارنامه اسلام محمّد خاتم پيامبران» : ج ٢ ص ٥٩ ـ ٧١.