دانشنامه عقايد اسلامي - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ١٤١
ولى با انگيزه هاى مختلف ، عملاً به آن اعتراف نمى كنند ، آزاد گذاشته است و مسلمانان حق ندارند آنان را به زور به اعتراف مجبور كنند. قرآن كريم ، صريحا اعلام مى دارد كه : «لاَ إكْرَاهَ فِى الدِّينِ قَد تَّبَيَّنَ الرُّشْدُ مِنَ الْغَىِّ. [١] اجبارى در پذيرفتن دين نيست، كه راه درست از راه نادرست، مشخّص شد» . اين آيه ، علاوه بر اين كه تحميل عملى عقايد دينى را ، با صراحت نفى كرده و انسان را حتى در اعتراف عملى به آنچه حق مى داند ، آزاد گذاشته است ، دليل اين آزادى را نيز بيان نموده است. ابتدا مى فرمايد پذيرفتن عقايد اسلامى و اعتراف عملى به آنها اجبارى نيست و مردم در پذيرفتن اسلام ، آزادند «لاَ إِكْرَاهَ فِى الدِّينِ» و بلافاصله توضيح مى دهد كه دليل اين آزادى ، آن است كه راه درست و راه نادرست ، مشخّص شده است «قَد تَّبَيَّنَ الرُّشْدُ مِنَ الْغَىِّ» . دين ، برنامه و راه تكامل انسان است و انسان براى اجراى اين برنامه و پيمودن اين راه ، يا بايد راه را بداند تا بتواند آن را با اراده و آزادى طى كند و يا بايد به اجبار از اين راه برده شود. از منظر قرآن كريم ، وقتى راه تكامل انسان مشخّص شد ، دليلى ندارد كه دين ، اجبارى باشد ؛ بلكه مقتضاى دليل ، اين است كه انسان در انتخاب راه تكامل خود ، آزاد باشد ؛ زيرا تكامل انسان ، اختيارى است و انسان در صورتى به فلسفه آفرينش خود دست مى يابد كه آزادانه و با اختيار خود ، راه درست را انتخاب كند. بنا بر اين ، وقتى راه درست مشخّص شده است ، ولى او از آزادى ، سوء استفاده مى كند و از راهى كه درستىِ آن را مى داند ، منحرف مى شود و راهى را
[١] ر.ك : ميزان الحكمة : باب ٢٥٥.[٢] {Q} «وَجَحَدُواْ بِهَا وَ اسْتَيْقَنَتْهَآ أَنفُسُهُمْ ظُـلْمًا وَ عُلُوًّا؛ و با آن كه دل هايشان بدان يقين داشت، از روى ظلم و تكبّر، آن را انكار كردند» (نمل : آيه ١٤).[٣] يونس : آيه ٩٠ .[٤] بقره : آيه ٢٥٦ .[٥] يونس : آيه ٩٩ .[٦] يونس : آيه ٩٩ .[٧] التوحيد : ص ٣٤١ ح ١١ ، عيون أخبار الرضا عليه السلام : ج ١ ص ١٣٥ ح ٣٣ ، بحار الأنوار : ج ١٠ ص ٣٤٣ .[٨] غاشيه : آيه ٢١ ـ ٢٢ .[٩] ق : آيه ٤٥ .[١٠] شعراء : آيه ٣ ـ ٤ .[١١] كهف : آيه ٦ ـ ٧ .