دانشنامه عقايد اسلامي - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ١١٢
بيمارى غرور علمى ، در امان است و به كمىِ معلومات خود و نامتناهى بودن مجهولاتش آگاه است ، عقلش به وى اجازه نمى دهد كه آنچه را نمى داند و برايش مجهول است ، انكار كند. ابن سينا در اين باره مى گويد : فالصواب أن تسرّح أمثال ذلك إلى بقعة الإمكان ، ما لم يدرك عنه قائم البرهان. [١] درست ، آن است كه امثال اين [ شگفتى ها] را در سراى «امكان» بگذارى، تا زمانى كه بُرهانى بر خلافش اقامه نشده است. اين ، يك حقيقت روشن عقلى و علمى است كه : «ندانستن» بر «نبودن» دلالت نمى كند. چه بسيار حقايقى كه انسان بدانها عالِم نيست ؛ ولى وجود دارند! آيا هزار سال پيش ، بشر از حركت خون و اتم و صدها حقيقت علمى ديگر كه امروزه كشف و ثابت شده است ، خبر داشت؟ آيا ندانستن اين واقعيت ها در گذشته مى تواند دليلى بر نبود آنها باشد؟ اگر آدمى حقيقتا اهل دانش باشد ، مى داند كه بيشتر حقايق هستى ، براى انسان ، مجهول اند. امير مؤمنان عليه السلام در سخنى ديگر ، ضمن برشمردن ويژگى هاى عالِم حقيقى و عالِم نمايان مى فرمايد : لا تَقولوا بِما لا تَعرِفونَ ، فَإِنَّ أَكثَرَ الحَقِّ فيما تُنكِرونَ. [٢] آنچه را نمى دانيد ، بر زبان مرانيد ؛ زيرا بيشتر حقايق ، همانهايى هستند كه شما آنها را انكار مى كنيد. امّا اين مسئله كه بدين پايه از روشنى است و هر خردمندى مى داند كه حق
[١] الإشارات و التنبيهات : ج ٣ ص ٤١٨ (النمط العاشر) .[٢] ر . ك : ج ٢ ص ١٠٤ ح ١١١٩ .