دانشنامه عقايد اسلامي - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ١٠٨
٢. عطش فزاينده براى دانش اندوزى
پس از آن كه عالِم ، دانسته هايش را با مجهولاتش به دقّت سنجيد و دانست كه دانسته هايش در برابر مجهولات ، چيزى به حساب نمى آيد ، تشنگى آگاهى و درك ، در وجودش بالا مى رود و عشق و حرص به دانش ، توان و تلاشش را براى شناخت حقايق هستى بالا مى برد ، چنان كه امام على عليه السلام فرمود : العالِمُ مَن لاَ يَشبَعُ مِنَ العِلمِ وَلا يَتَشَبَّعُ بِهِ. [١] عالِم ، آن است كه از دانش ، سير نگردد و گمان نكند كه سير شده است. چنان كه فرمود : العالِمُ الذي لا يَمِلُّ مِن تَعَلُّمِ العِلمِ. [٢] عالِم ، از فراگيرى دانش ، خسته نمى شود. در مقابل ، عالِم نمايانْ قرار دارند كه بيمارى خوددانابينى ، آنان را از استمرار آموزش و پژوهش باز مى دارد. اين بيمارى ، به بيمار فرصت نمى دهد كه در آنچه نمى داند ، پژوهش كند ؛ بلكه او را به وهم مى اندازد كه به همه چيز داناست و دانش طلبى براى او نقص به شمار مى رود.
٣. فروتنى در برابر اهل دانش
سومين نشانه اى كه امام عليه السلام در معرّفى عالِم حقيقى بيان فرموده ، فروتنى در برابر دانشمندان است. انسان به هر مرتبه از دانش كه برسد ، وقتى دانسته هايش را با مجهولات بسنجد ، غرور بر او غلبه نمى كند و ديگر تنها به دانسته هاى خويش نمى نگرد ؛ بلكه به پژوهش ها و دانش ديگران نيز به ديده احترام و ارزش
[١] ر . ك : ج ٣ ص ٤٠٢ ح ٢٩٩٥ .[٢] ر . ك : ج ٣ ص ٤٠٢ ح ٢٩٩٦ .