دانشنامه عقايد اسلامي - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٨٨
«حقيقت» است ، نه گوينده ، و «اسلام» نيز چيزى جز تسليم در برابر حقيقت نيست. از اين رو ، پيامبر خدا فرمود : مَن تَعَصَّبَ أَو تُعُصِّبَ لَهُ فَقَد خَلَعَ رِبقَ الإِيمانِ (/ رِبقةَ الإِسلامِ) مِن عُنُقِهِ. [١] هر كس تعصّب ورزد ، يا به سودش تعصّب روا شود ، طوق ايمان (اسلام) را از گردن، خارج كرده است.
٤ . تقليد
تقليد در باورها ، به معناى پذيرش رأى يك يا چند نفر ، بدون درخواست برهان است. و اين ، از نتايج تعصّب و از موانعى است كه از دستيابى به آرا و عقايد علمى ، صحيح و مطابق با واقع ، باز مى دارد. تقليد ، زنجيرى است كه انديشه انسان را به بند مى كشد و تا آن زمان كه اين بند وجود دارد ، پالايش عقيده ، امرى مُحال است. تقليد ، به آدمى اجازه نمى دهد كه درباره آرا و عقايد خود بينديشد ، چنان كه اجازه نمى دهد در درستى يا نادرستى ، مطابقت يا عدم مطابقت با واقع ، و واقعى يا خيالى بودن دانش و نيز معرفت يا توهّم معرفت بودن ، تفكّر كند. تقليد ، از انديشيدن در رفتار و افكار و باورهاى ديگران و بررسى و نقد آزادانه آنها ، باز مى دارد. تقليد ، آدمى را به زور در افكار و باورهاى مقلِّد ، زندانى مى كند. تقليد ، انديشه را به جاى معطوف كردن به سخن ، به گوينده معطوف مى كند. سفارش اسلام براى پالايش عقيده ، پاره كردن زنجيرهاى تقليد است . شگفت انگيز ، اين كه : كمتر كسى است كه در بند اين زنجير نباشد و شگفت انگيزتر ، پژوهشگرانى هستند كه خود ، در بند زنجير تقليدند
[١] زُمر : آيه ١٧ ـ ١٨ .[٢] غرر الحكم : ح ١٠١٨٩ ، عيون الحكم والمواعظ : ص ٥١٧ ح ٩٣٧٦ ؛ كنز العمّال : ج ١٦ ص ٢٦٩ ح ٤٤٣٩٧ به نقل از ابن السمعانى در كتاب الدلائل .[٣] المحاسن : ج ١ ص ٣٥٩ ح ٧٦٩ ، بحار الأنوار : ج ٢ ص ٩٦ ح ٣٩ .[٤] الكافى: ج ٢ ص ٣٠٨ ح ٢ ، بحار الأنوار : ج ٧٣ ص ٢٩١ ح ١٦ به نقل از ثواب الأعمال .