دانشنامه عقايد اسلامي - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٧٥
رو كه در بخش ششم و هفتم ، به شرح كافى از زمينه ها و موانع معرفت خواهيم پرداخت ، بحث را بدان جا ارجاع مى دهيم و آنچه در اين فصل ، عرضه مى داريم ، سفارش هاى روشنى است كه در نصوص اسلامى ، به طور خاص ، درباره موانع پالايش عقيده و شرايط پالايش عقيده وارد شده است ، گرچه اين مطلب نيز به همان بحث موانع و شروط شناخت ، بازگشت دارد.
موانع پالايش عقيده
موانع پالايش عقيده ، امورى هستند كه انديشه را به انحراف و خطا مى كشانند و هر گاه كه در برابر پژوهشگر قرار بگيرند ، موجب مى شوند كه وى نتواند اطمينان يابد كه عقيده اش ، با واقع ، يكى است. تاريخ ، گواهى مى دهد كه ارسطو ، بنيان گذار علم منطق (٣٨٤ ـ ٤٤٧ ق .م) ، نخستين كسى است كه براى جلوگيرى از خطاى فكر ، انديشيد. مايه و بنياد كار ارسطو در كشف طريق تحصيل علم ، همان تحقيقات سقراط و افلاطون بود ؛ ليكن طبع موشكاف او به مباحث سقراطى قانع نشد و بيان افلاطون را نيز در باب منشأ علم و سلوك در طريق معرفت ، كاملاً مطابق با واقع ندانست. او در مقابل مغالطه و مناقشه سوفسطاييان و جَدَليان ، بنا را بر كشف قواعد صحيح استدلال و استخراج حقيقت گذاشت و به رهبرى افلاطون و سقراط ، اصول منطق و قواعد قياس را به دست آورد و آن را بر پايه اى محكم استوار ساخت ، چنان كه هنوز كسى بر آن ، چيزى نيفزوده است. در تعريف «منطق» گفته اند : دانشى ابزارى (يا ابزارى قانونى) است كه رعايت آن ، ذهن را از لغزش در انديشيدن ، مصون مى دارد. از زمان فرنسيس بيكن (١٥٦٠ ـ ١٦٢٦ م) و رِنِه دكارت (١٥٩٦ ـ ١٦٥٠ م)