دانشنامه عقايد اسلامي - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٦٥
وارد شد و گفت : اى ابو عبد اللّه ! درباره كسى كه در خداوند شك مى كند ، چه مى فرمايى؟ فرمود : «اى ابو محمّد! او كافر است». ابو بصير گفت : اگر در پيامبر خدا شك كند ، چه طور؟ فرمود : «كافر است». آن گاه امام عليه السلام رو به زراره كرد و فرمود : إِنَّما يَكفُرُ إِذا جَحَدَ. [١] همانا او ، تنها آن گاه كه انكار ورزد ، كافر است . يعنى اگر كسى در وجود خداوند ترديد دارد ، ولى وجود او را انكار نكند ، كافر نيست. همانا كافر ، كسى است كه وجود خداوند متعال را پس از پيدايش شك در درونش و ناتوانى از استدلال نمودن بر عدم وجود او ، انكار كند. در تفسير العيّاشى به نقل از امام صادق عليه السلام يا امام باقر عليه السلام درباره اين آيه كه مربوط به ابراهيم عليه السلام است : «آن گاه كه شب او را فرا گرفت و ستاره اى ديد ، گفت : اين ، پروردگار من است» ، چنين آمده است : إنَّما كانَ طالِبًا لِرَبِّهِ ولَم يَبلُغ كُفراً ، وإنَّهُ مَن فَكَّرَ مِنَ النّاسِ في مِثلِ ذلِكَ فَإِنَّهُ بِمَنزِلَتِهِ. [٢] وى همانا در جستجوى پروردگار بود و به كفر نرسيد ، و به راستى ، هر يك از مردم كه در اين مسئله چنين فكر كند ، مانند ابراهيم است. يعنى كسى كه جستجو مى كند تا به معرفت خداوند متعال دست يابد ، كافر
[١] الكافى : ج ٢ ص ٣٩٩ ح ٣ .[٢] تفسير العيّاشى : ج ١ ص ٣٦٤ ح ٣٨ ، بحار الأنوار : ج ١١ ص ٨٧ ح ١٠ . از عقايد شيعه اين است كه «پيامبران و پدران آنان ، هيچ گاه در زندگى ، كافر نبوده اند» .