دانشنامه عقايد اسلامي - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٥٧
روايت (نقل) حديث ، مى تواند براى ديگران كه حديث براى آنان نقل مى شود ، مفيدتر و ارزنده تر از خودِ راوى باشد [١] . و در مورد راوى ، آن گاه سودمند است كه با درايت (فهم) ، قرين شود ، وگرنه روايت كردن حديث ، بدون درايت (فهم) آن ـ چنان كه در سخن امام عليه السلام بود ـ سودى براى راوى ندارد ؛ بلكه چه بسا براى او و ديگران زيان داشته باشد ؛ زيرا اگر راوى به حديث آشنا نباشد ، ممكن است سبب تحريف آن گردد. بدين جهت امير مؤمنان، امام على عليه السلام ، فرمود : عَلَيكُم بِالدِّراياتِ لا بِالرِّواياتِ. [٢] بر شما باد درايت و نه روايت كردن. در سخنى ديگر از ايشان ، چنين نقل شده است : هِمَّةُ السُّفَهاءِ الرِّوايَةُ ، وهِمَّةُ العُلَماءِ الدِّرايَةُ . [٣] اهتمام كم خِردان ، به روايت است و اهتمام عالِمان ، به درايت. از اين گونه احاديث ، دو نكته مهم به دست مى آيد : اوّل. اسلام در مسائل نظرى ، بر پژوهش و معرفت واقعى تأكيد مى ورزد و از تقليد ، به شدّت پرهيز مى دهد. در نگاه اين دين استوار ، مهم ، دانستن دين است ، نه روايت كردن بدون فهم و درك آن. به سخن ديگر ، ايمان ، تنها از طريق معرفت و علم حاصل مى گردد ، نه از طريق تعبّد كور. دوم. پيشوايان و هدايتگران اين دين ، به سازگارى اين دين با معيارهاى علمى
[١] اشاره است به حديثى از پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : «و رُبّ حامل فقه إلى من هو أفقه منه ؛ چه بسيار كسانى كه دانشى را به داناتر از خود منتقل مى سازند!» . (الكافى : ج ١ ص ٤٠٣ ، الخصال : ص ١٤٩ ح ١٨٢) .[٢] ر . ك : ج ٣ ص ٨٢ ح ٢٢٤٦ .[٣] كنز الفوائد : ج ٢ ص ٣١ .