دانشنامه عقايد اسلامي - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٣٨
فيه : «أُغدُ عالِمًا أو مُتَعَلِّمًا ولا تَكُن إِمَّعَةً». الإمَّعَة بكسر الهمزة وتشديد الميم ـ الذي لا رأي له ، فهو يتابع كلّ أحد على رأيه . والهاء فيه للمبالغة. ويقال فيه «إمَّعَ» أيضًا. [١] عالم يا دانشجو باش و «اِمَّعه» مباش. اِمَّعه ، يعنى كسى كه از خود ، رأيى ندارد و از رأى هر كس پيروى مى كند و «ة» در اين واژه ، براى مبالغه است و امَّع نيز گفته مى شود. به سخن ديگر ، واژه «إِمَّعة» در زبان عربى به كسى گفته مى شود كه از خود ، استقلال فكرى ندارد و براى خود ، حقّ رأى و فكر قائل نيست ؛ بلكه چشم و گوشش ، در گرو قلم و زبان ديگران و نوشته ها و گفته هاى آنان است. چنين كسى هميشه در انتظار دريافت مطالبى است كه صاحب نظران حزب ، يا رئيس سازمان ، ديكته مى كنند و يا در انديشه و رفتار ، از اكثريت مردم پيروى مى نمايد. پس «إِمَّعة» ، كسى است كه خود را در برابر نوشته ها و گفته هاى ديگران به تفكّر و تحقيق وا نمى دارد. اين روايت ها سفارشى است به مردم كه درباره عقايد خود ، عالِم و يا جوينده باشند و مقلِّد نباشند و اين ، بدان معناست كه انسان بايد يا از درستى عقايد خود مطمئن باشد و يا در حال تحقيق و جستجو براى علم و معرفت باشد و سزاوار نيست از ديگران تبعيت كند و در باورها ، بدون تحقيق به تقليد بپردازد. از امام على عليه السلام در ضمن روايتى ، اَشعارى گزارش شده كه بخشى از آن را مى آوريم : ٠ إذا المشكلاتُ تصدَّينَ لي كشفتُ حقائقَها بالنظَرْ ٠ ٠ و لستُ بإمَّعةٍ فى الرجال يُسائِلُ هذا وذا ، ما الخبَرْ ٠
[١] ر . ك : ج ٣ ص ١٨ ح ٢٠٨٩.[٢] ر . ك : ج ٣ ص ٢٠ ح ٢٠٩٤.[٣] ر . ك : ج ٣ ص ٢٢ ح ٢١٠٨.[٤] النهاية : ج ١ ص ٦٧ .[٥] در برخى نسخه ها به جاى كلمه «اُبيِّن» ، «أَقيسُ» به معناى «مى سنجم» آمده است .[٦] جامع بيان العلم : ج ٢ ص ١١٣ ، كنز العمّال : ج ١٠ ص ٣٠٣ ح ٢٩٥٢١ ؛ الأمالى ، طوسى : ص ٥١٤ ح ١١٢٥ ، بحار الأنوار : ج ٢ ص ٥٩ ح ١ و ج ٤٢ ص ١٨٧ ح ٤ .[٧] سنن الترمذى : ج ٤ ص ٣٦٤ ح ٢٠٠٧ ، كنز العمّال : ج ١٥ ص ٧٧٢ ح ٤٣٠٣٥ .[٨] معانى الأخبار : ص ٢٦٦ ح ١ ، بحار الأنوار : ج ٢ ص ٨٢ ح ٤ .[٩] تحف العقول : ص ٤١٣ ، الأمالى ، مفيد : ص ٢١٠ ح ٤٧ ، مستطرفات السرائر : ص ٨٤ ح ٢٩ ، الاختصاص : ص ٣٤٣ ، بحار الأنوار : ج ٢ ص ٢١ ح ٦٢ .[١٠] بلد : آيه ١٠ .