دانشنامه عقايد اسلامي - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٢٩٩
٢٣٩.الكافى ـ به نقل از سليمان ديلمى ـ: نزد امام صادق عليه السلام از عبادت و ديندارى و فضائل شخصى ، سخن راندم . فرمود : «خرد او چگونه است ؟». گفتم : نمى دانم . فرمود : «پاداش، به اندازه خرد است . مردى از بنى اسرائيل در جزيره اى سرسبز ، پُر درخت و پُر آب، خدا را بندگى مى كرد . فرشته اى از فرشتگان ، از كنار او گذشت . پس گفت : پروردگارا ! پاداش اين بنده را به من نشان بده» . خداوند ، پاداش بنده را به فرشته نشان داد ؛ امّا آن پاداش به نظر فرشته كم آمد . خداوند بر فرشته وحى فرستاد كه : «با او همنشين شو» . فرشته به صورت انسانى نزد او آمد . مرد عابد از فرشته پرسيد : كيستى ؟ گفت : «مردى عبادت پيشه ام كه خبر جايگاه و عبادت تو در اين مكان ، به من رسيد . آمده ام به همراه تو خدا را عبادت كنم» . [ فرشته] آن روز را با مرد بنى اسرائيلى سپرى كرد . چون روز ديگر شد، فرشته به وى گفت : مكان تو پاكيزه است و تنها براى عبادت ، مناسب است . مرد عابد گفت : مكان ما عيبى دارد . فرشته پرسيد : آن عيب چيست ؟ گفت : پروردگار ما چارپايانى ندارد . اگر خداوند الاغى داشت، آن را در اين مكان مى چرانديم؛ چرا كه اين علف ها تلف مى شود! فرشته گفت : خداوند ، الاغ مى خواهد چه كند ؟ مرد عابد گفت : اگر خدا الاغى داشت ، اين علف ها هرز نمى رفت. آن گاه، خداوند بر فرشته وحى فرستاد كه : «همانا او را به اندازه خردش پاداش مى دهم» .