دانشنامه عقايد اسلامي - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٢٩٧
٢٣٤.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : بهشت را يكصد رتبه است ؛ نود و نُه رتبه آن ، از آنِ خردمندان و يك رتبه ديگر ، از آنِ مردمان ديگر است .
٢٣٥.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : مردى در صومعه اى عبادت مى كرد . از آسمان ، باران باريد و زمين ، سرسبز شد . خرى را ديد كه [ در سبزه ها ]مى چرد . گفت : پروردگارا! اگر تو هم خرى مى داشتى، به همراه خرِ خودم آن را مى چراندم . اين سخن به پيامبرى از پيامبران بنى اسرائيل رسيد . خواست او را نفرين كند كه خداوند به وى وحى فرستاد : «همانا بندگانم را به ميزان خردشان ، پاداش مى دهم» .
٢٣٦.تحف العقول : گروهى در حضور پيامبر خدا ، مردى را ستايش كردند و همه ويژگى هاى خوب را برايش بر شمردند . آن گاه پيامبر خدا فرمود : «خرد او چگونه است ؟» . گفتند : اى پيامبر خدا! ما از تلاش او در عبادت و ديگر خوبى ها سخن مى رانيم و تو از خرد او مى پرسى ؟ فرمود : «نادان ، از روى نادانى ، دست به زشتى هايى بزرگ تر از زشتى هاى انسان گنهكار مى زند . همانا در روز واپسين ، بندگان ، به ميزان خردشان به رتبه هاى بالاتر نائل مى شوند و به پروردگار ، تقرّب مى جويند» .
٢٣٧.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله ـ آن گاه كه در نزد ايشان از عبادت نيكوى مردى ، سخ: در خرد او بنگريد . همانا بندگان ، در روز رستاخيز ، به اندازه خردشان پاداش داده مى شوند .
٢٣٨.امام باقر عليه السلام : موسى بن عمران عليه السلام مردى از بنى اسرائيل را مى ديد كه سجده هاى طولانى مى كرد و خاموشى اش دراز بود . هر جا موسى عليه السلاممى رفت، آن مرد، وى را همراهى مى كرد . روزى از روزها كه موسى عليه السلام به دنبال كارى بود، از زمين سرسبزى گذشت . مرد عبادت پيشه ، آهى كشيد. موسى عليه السلام بدو گفت : «چرا آه مى كشى ؟». گفت : آرزو كردم كه اى كاش پروردگارم ، الاغى داشت و من آن را در اين سرزمين مى چراندم . موسى عليه السلام مدّتى طولانى چشمانش را به زمين دوخت، در حالى كه از سخن آن مرد ، غمگين شده بود . بر موسى عليه السلام وحى آمد كه : «چرا سخن بنده ام بر تو گران آمد . من از بندگانم به ميزان خردشان حسابرسى مى كنم» .