توحيد از ديدگاه عقل و نقل - كريمی، جعفر؛ فرقانی، قدرت الله - الصفحة ٩٨
كارهايش، داراى اراده و اختيار مىباشد و در عين حال، همان اراده و نيرو نعمتى است كه خدا به انسان ارزانى فرموده است.
٢- ديدگاه معتزله
اين گروه مىگويند: موجودات و بهخصوص انسان، اصل وجود و هستىشان از خداست، اما در انجام كار و تأثير خود، نوعى استقلال دارند. به عنوان مثال، معتقدند كه خداوند بعضى از انبيا و اوليا را آفريده و خلقت را به آنها واگذار كرده و در نتيجه، تأثير فاعلها و سببها به خود آنها تفويض شده است. افعال اختيارى انسان نيز از دايره فاعليت خداوند خارج بوده و او به خود وانهاده شده است.
اين نظريه نيز مردود است. بزرگترين نقطه انحراف اين ديدگاه، گرفتار شدن بهنوعى شرك مىباشد؛ زيرا اعتقاد به استقلال علل و اسباب در تأثير و سببيّت و انسان را بهصورت يك فاعل به خود وانهاده شده معرفى كردن و در نتيجه، به جاى يك فاعل مستقل، به ميليونها فاعل مستقل معتقد شدن و شريكهايى براى خدا در فعل انديشيدن، نوعى شرك خفى بوده و انسان و ديگر علل و اسباب را «خالق كوچك» و خدا را «خالق بزرگ» پنداشتن است و اين با صريح آيات قرآن منافات دارد. قرآن كريم مىفرمايد:
«قُلِالْحَمْدُلِلَّهِ الَّذى لَمْ يَتَّخِذ وَلَدًا وَ لَمْ يَكُنْ لَهُ شريكٌ فِى الْمُلْكِ وَ لَمْ يَكُنْ لَهُ وَلِىٌّ مِنَ الذُّلِّ وَ كَبِّرْهُ تَكْبيراً» «١»
بگو سپاس خدايى را كه فرزندى نگرفت و براى او در فرمانروايى شريكى نيست و براى او ياورى به دليل ناتوانى نيست و او را بزرگ و برتر بدان.
بنابراين، اگر علل و اسباب در تأثير و ايجاد مستقل باشند، لازم مىآيد كه تأثيراتشان خارج از مُلك خدا باشد اين آيه شريفه اين را نفى مىكند.
امام رضا عليه السلام مىفرمايد:
«... مَنْ زَعَمَ انَّ اللَّهَ يَفْعَلُ افْعالَنا ثُمَّ يُعَذِّبُنا عَلَيْها فَقَدْ قالَ بِالْجَبْرِ وَ مَنْ زَعَمَ انَّ اللَّهَ عَزَّوَجَلَّ فَوَّضَ امْرَالْخَلْقِ وَالرِّزْقِ الى حُجَجِهِ عليهم السلام فَقَدْ قالَ بِالتَّفْويضِ،