توحيد از ديدگاه عقل و نقل - كريمی، جعفر؛ فرقانی، قدرت الله - الصفحة ٩٠
«نامتناهى» به خدا نسبت مىده
توحيد از ديدگاه عقل و نقل ٩٥ نقش علل طبيعى در جهان ..... ص : ٩٥
د و به دليل همين محدوديت عقلى ماست كه صفات متعدد را به خداوند نسبت مىدهيم، و گرنه در عالم خارج، صفاتى متعدد و جدا از ذات خداوند وجود ندارد و اين جدايى تنها در عالمِ مفهوم است. امام صادق عليه السلام در توصيف خداوند، مىفرمايد:
«رَبُّنا نُورِىُّ الذَّاتِ، عالِمُ الذَّاتِ، صَمَدِىُّ الذَّاتِ» «١»
پروردگار ما ذاتش سراپا نور است، تمام ذاتش عالم است، تمام ذاتش صمد است.
نظريه جدايى صفات خدا از ذات او
يكى از ديدگاهها درباره صفات ذات خدا، نظريه گروهى بهنام اشاعره (پيروان ابوالحسن اشعرى) است كه گفتهاند: صفات الهى چيزى خارج از ذات اويند همواره ملازم با ذات خدا بوده و همانند او، قديم و ازلىاند.
اينان معتقد به «قدماى هشتگانه» شدهاند كه عبارت است از: ذات الهى، به اضافه هفت صفت ذاتى و قديم ديگر.
نقد اين نظريه
يكى از اشكالات وارد بر نظريه اشاعره اين است كه اگر هر يك از صفات الهى داراى مصداقهايى خارج از ذات الهى و بىنياز از آفريننده فرض شوند، در اين صورت، قديم و واجب بالذّات، منحصر به ذات خداوند نمىباشد و بايد به جاى يك قديم ازلى، معتقد به هشت واجب و قديم گرديد. و اين با توحيد ذات سازگارى ندارد و موجب شرك در ذات است كه هيچ مسلمانى نمىتواند به آن ملتزم گردد.
حسين بن خالد مىگويد: از حضرت امام على بن موسى الرّضا عليه السلام شنيدم كه فرمود:
پيوسته از ازل، خداوند تبارك و تعالى عالم، قادر، حىّ، قديم، شنوا و بينا بوده است. پس من گفتم: اى فرزند رسول خدا، گروهى مىگويند كه خداوند عزّوجلّ از ازل عالم به علمى است، قادر به قدرتى است، داراى حياتى است، قديم به قدمتى است، سميع به سمعى است و بينا