توحيد از ديدگاه عقل و نقل - كريمی، جعفر؛ فرقانی، قدرت الله - الصفحة ٣١
٣- دلبستگى به دنيا و هواپرستى
از ديدگاه قرآن، اعمال زشت و ناشايست سبب بستهشدن دريچههاى فهم صحيح انسان مىگردد؛ زيرا اينگونه كارها برخاسته از دنياطلبى و شهوتخواهى انسان است و تعلّق خاطر پيدا كردن به آنها، انسان را از تعالى و رشد باز مىدارد و مانع آن مىشود كه او در صدد ارتقاى معنوى و رشد معرفت خود برآيد. فهم اين مسأله در گرو فهم رابطه علم و عمل است. بايد توجه داشت كه رابطه علم و عمل، طرفينى بوده و اينگونه است كه علم و اعتقاد صحيح، انسان را به انجام اعمال صالح و جهل و اعتقاد باطل، انسان را بهسوى اعمال ناشايست سوق مىدهد، عمل نيز در علم انسان و مجارى ادراكى وى تأثير گذاشته و اعمال صالح، فهم و علم او را رشد داده و اعمال زشت سبب سلب فهم صحيح و درك درست مىگردد. اين مسأله بهويژه در مسائل مربوط به شناخت قلبى، كه احتياج به صفاى باطن دارد، بسيار حساستر و دقيقتر است. قرآن مجيد از يكطرف مىفرمايد:
يا ايُّهَا الَّذينَ آمَنوُا انْ تَتَّقواللَّهَ يَجْعَلْ لَكُمْ فُرْقاناً «١»
اى كسانى كه ايمان آوردهايد! اگر از (مخالفت فرمان) خدا بپرهيزيد، براى شما وسيلهاى جهت جدا ساختن حق از باطل قرار مىدهد (روشن بينى خاصّى كه در پرتو آن، حق را از باطل خواهيد شناخت)
و از سوى ديگر گناه را سبب زنگار گرفتن دل و در نتيجه، بسته شدن باب معارف بر قلب دانستته، مىفرمايد:
«كَلَّا بَلْ رانَ عَلى قُلُوبِهِمْ ما كانُوا يَكْسِبُونَ» «٢»
چنين نيست كه آنها مىپندارند، بلكه اعمالشان چون زنگارى بر دلهايشان نشسته است.
بدين سبب، دليل محروميت بسيارى از كسانى كه به شناخت خدا نايل نمىشوند، پيروى آنها از اعمال ناشايستى است كه بر فطرتشان پرده كشيده و آيينه فطرتشان را از شفّافيت و جلا انداخته است.