توحيد از ديدگاه عقل و نقل - كريمی، جعفر؛ فرقانی، قدرت الله - الصفحة ٢٠١
خدا ديده نمىشود
با نفى جسميت از خداوند، روشن مىشود كه او با چشم و حسّ ديگرى قابل رؤيت و ادراك نيست، نه در دنيا و نه در آخرت؛ زيرا لازمه محسوس بودن و ديدهشدن چيزى، جسمبودن، مكان و جهت داشتن و داراى اجزا بودن است. و اين موارد، درباره خداوند امكان ندارد.
قرآن مىفرمايد:
«لا تُدْرِكُهُ الْابْصارُ وَ هُوَ يُدْرِكُ الْابْصارَ وَ هُوَ اللَّطيفُ الْخَبيرُ» «١»
چشمها او را نمىبيند، ولى او همه چشمها را مىبيند و او لطيف و آگاه است.
امام هادى عليه السلام در پاسخ نامهاى كه در آن، در مورد ديده شدن خداوند سؤال شده بود، نوشتند:
«لا تَجُوزُ الرُّؤْيَةُ ما لَمْ يَكُنْ بَيْنَ الرَّائِي وَالْمَرئِىِّ هَواءٌ يَنْفُذُهُ الْبَصَرُ، فَامَّا اذَ انْقَطَعَ الْهَواءُ عَنِ الرَّائي وَالْمَرْئِىِّ، لَمْ تَصِحَّ الرُّؤْيَةُ وَ كانَ في ذلِكَ الْاشْتِباهُ لِانَّ الرَّائى مَتى ساوَى الْمَرئِىَّ فِى السَّبَبِ الْمُوجِبِ بَيْنَهُما فِى الرُّؤْيَةِ وَجَبَ الْاشْتِباهُ وَ كانَ ذلِكَ التَّشْبيهُ، لِانَّ الْاسْبابَ لابُدَّ مِنْ اتِّصالِها بِالْمُسَبَّباتِ» «٢»
تا وقتى كه ميان بيننده و موجود ديده شده، فضايى كه ديد در آن نفوذ كند نباشد، ديدن امكان ندارد. پس اگر ميان بيننده و موجود ديده شده فضا قطع شود، ديدن ممكن نمى شود. و (اگر ديدن ممكن باشد) موجب مىشود؛ زيرا اگر بيننده با ديده شده، از نظر شرط و سبب ديدن، مساوى باشد (هر دو در فضا موجود بودند و بين آن دو هم مانعى نبود) لازمهاش وجود شباهت ميان آن دو و در نتيجه، تشبيه است؛ چرا كه ارتباط و اتصال ميان اسباب و مسبّبات، حتمى است (چون رؤيت با چشم مادى است پس بايد مرئى هم محسوس و مادى باشد).
امام عليه السلام در حديث مزبور برخى از شرايط ديدن با چشم را بيان فرموده و آن وجود فضا ميان بيننده و شىء ديده شده است كه بدون آن و ديگر شرايط- مانند وجود