توحيد از ديدگاه عقل و نقل - كريمی، جعفر؛ فرقانی، قدرت الله - الصفحة ٥٤
كنند و آن را نگاه دارند تا مضطرب نشود و استخوان كاسه سر به منزله كلاهخودى است براى محافظت آن كه اگر صدمهاى بر سر واقع شود يا ضربهاى بر آن وارد گردد، ضررى بهآن نرسد.
و بر روى پوست سر، مويى رويانيده كه به منزله پوستينى است براى آن و آن را از سرما و گرما محافظت مىنمايد. پس چهكسى مغز را در چنين دژهاى مستحكمى قرار داده، غير از آن خدايى كه آن را آفريده و آن را منبع حواس انسان گردانيده است؟ و البته كه مغز، سزاوار محافظت و حراست است، به دليل برترى منزلت و بلندى درجه و خطير بودن جايگاهى كه نسبت به ساير اجزاى بدن دارد. «١»
٦- حافظه و نعمت فراموشى
يكى از بخشهاى مغز انسان كه عهدهدار بخشى از فعاليتهاى ادراكى و فكرى اوست، منطقه مربوط به حافظه و خاطرات مىباشد. اين نيرو مسؤول نگهدارى انواع معلوماتى است كه از طريق حسّ يا تفكّر و انديشه براى انسان حاصل شده و طبقهبندى و بايگانى آنها و سپس يادآورى آنها را در هنگام لزوم برعهده دارد و مىتواند در مدت زمانى به اندازه يك هزارم ثانيه، خاطره مربوط به يك يا پنجاه سال پيش را از ميان هزاران خاطره و معلومات بيرون آورد. و از اين بالاتر، نعمت فراموشى است كه اگر انسان، مصايبش را فراموش نكند، هيچ نعمتى در دنيا بر او گوارا نخواهد بود. اكنون آيا آفرينش چنان نيرويى و عنايت چنين نعمتى جز از سوى خالق مدبّر حكيم ممكن است؟
امام صادق عليه السلام در سخنان خود به مفضّل مىفرمايد:
بينديش درباره قوايى كه در نفس است و موقعيت هر كدام نسبت به انسان؛ يعنى، قوّه فكر، فهم، عقل، حفظ و غير اينها. ببين اگر انسان از ميان آنها فقط حافظه را نداشت، حالش چگونه بود؟ چه بسيار اختلالاتى كه در كارها و زندگى و تجربياتش پيدا مىشد، هرگاه آنچه را به نفع و ضرر او است حفظ نمىكرد، آنچه را گرفته و يا داده، آنچه شنيده يا ديده، آنچه را گفته و يا دربارهاش گفته شده. و اگر بهياد نمىآورد كسى را كه به او خوبى كرده يا كسى را كه به او بدى نموده، آنچه را به سود اوست يا آنچه را به ضرر اوست؛ راه بهجايى نمىيافت،