توحيد از ديدگاه عقل و نقل - كريمی، جعفر؛ فرقانی، قدرت الله - الصفحة ٥٥
هرچند تا بىنهايت رفته باشد. و دانشى را حفظ نمىكرد، هر چند تمام عمرش را درس مىخواند و به دينى معتقد نمىشد و از تجربهاى بهرهمند نمىگرديد و نمىتوانست از گذشتهها عبرت بگيرد، بلكه اساساً از حقيقت انسانيت خارج مىگرديد. پس در اين ميان، اين همه نعمت به انسان داده شده است. بينديش كه ارزش تنها يكى از آنها تا چه حد است!
و بالاتر از نعمت حافظه، نعمت فراموشى است؛ زيرا اگر فراموشى نبود، از هيچ مصيبتى تسلّى خاطر پيدا نمىكرد و اندوهش پايان نمىيافت و كينهاى در دلش نمىمرد و با يادآورى آفات و بلاها، از هيچ نعمتى لذّت نمىبرد. ببين چگونه دو قوّه حافظه و فراموشى در انسان قرار داده شده، درحالى كه آن دو مختلف با يكديگر و متضادند و در هر كدام فايدهاى قرار داده است. «١»
٧- قدرت سخنگفتن
يكى ديگر از شگفتىهايى كه در آفرينش انسان بهكار رفته، قدرت او بر سخن گفتن است. قرآن كريم پساز نعمت بزرگ آفرينش انسان، نعمت بيان را ذكر نموده، مىفرمايد:
«الرَّحْمنُ خَلَقَ الْانْسانَ عَلَّمَهُ الْبَيانَ» «٢»
امام صادق عليه السلام، مىفرمايد:
اى مفضّل، بينديش درباره نعمت سخن گفتن كه خداوند عزّوجلّ به انسان داده است، كه به وسيله آن، آنچه را در دل دارد و به قلبش خطور مىكند و نتيجه فكر و انديشهاش مىباشد، اظهار مىدارد. و نيز بدان وسيله، آنچه را در درون ديگرى است، مىفهمد و اگر قدرت نطق نبود، انسان همانند چهارپايان بود كه از درون خود خبرى نمىدهند و خبر دادن كسى از چيزى را نيز نمىفهمند. اصل آفرينش اين نعمتها از سوى خداوند عزّوجلّ بوده و تفضّلى از ناحيه او بر خلقش است. پس هر كس شكر گزارد، پاداش ببرد و هر كس ناسپاسى كند، خدا از عالميان بىنياز است. «٣»