توحيد از ديدگاه عقل و نقل - كريمی، جعفر؛ فرقانی، قدرت الله - الصفحة ٣٧
ساموئل كينگ، جامعهشناس مشهور، در كتاب معروفش، جامعهشناسى، مىنويسد:
اساساً در جهان، طايفه يا جامعهاى بدون معتقدات و آداب مذهبى وجود ندارند ... ما نتوانستيم از لا به لاى اوراق تاريخ، لوحهها، كتيبهها و بقاياى آثار تاريخى، بشر را از قيد «مذهب» آزاد ببينيم.
نه تنها امروزه در سراسر جهان، مذهب وجود دارد، بلكه تحقيقات دقيق نشان مىدهد كه طوايف نخستين بشر نيز داراى نوعى مذهب بودهاند، چنانكه اسلاف انسان امروزى نيز داراى نوعى مذهب بودهاند. «١»
آلبرماله، مورّخ و جامعهشناس مشهور نيز در كتاب تاريخ خود مىنويسد:
انسانهاى اوليه- يعنى، كلدانىها، آشورىها، مصرىها، و ... همه مذهب داشتهاند و ششهزار سال قبل- يعنى، قبل از خط- نيز بشر مذهب داشته است؛ زيرا مثلا، بر در و ديوار غارها عكس حيواناتى به چشم مىخورد كه پرستش بشر را مىرساند. «٢»
«پرستش» بهمعناى ابراز خضوع، عبوديت و اظهار عجز و نياز به پيشگاه خداوند است. انسان با فطرت سالم خود مىيابد كه در اين جهان بىكران، موجود ضعيف و ناچيزى است و بدون تكيهگاه، نمىتواند زندگى كند و مىيابد كه تكيهگاه او بايد قدرتمند و عالم باشد تا نياز او را بداند و حاجتش را برآورده سازد. البته در شناخت اين تكيهگاه ممكن است از طريق فطرت خارج شود و گمراه گردد و كسانى را پرستش كند كه شايستگى خدايى ندارند و او به اشتباه، آنان را شايسته پنداشته است، اما در اين مرحله، نگاه ما فقط به حكم فطرت، به ضرورت پرستش و خداگرايى است و نه بيش از آن.
٢- فطرت خداشناسى
بشر به فطرت خود خدا را مىيابد، او را مىشناسد و مصاديق باطل را نفى مىكند.
البته خداشناسى فطرى بر دو نوع است:
الف- خداشناسى فطرى حصولى: عقل فطرى انسان براى تصديق وجود خدا، به